لبشو آروم نزدیک گوش پسر تو بغلش کرد
+جونگ کوکی من چشاشو باز نمیکنه ؟ قاصدکِ تهیونگ ؟
-هومممم
آروم دستاشو به کمر پسر رسوند ؛ تیشرت سفید رنگش که کاری کرده بود شبیه فرشته ها به نظر برسه بالا زد ، دست های گرمشو به کمر جونگ کوک رسوند و نرم نوازش کرد
همینطور که به نوازش پوست برفیش مشغول بود ، تو گوشش حرف میزد تا خواب رو از سر اون خرگوش کوچولو بپرونه .
+جونگ کوکی من چشاشو باز نمیکنه ؟ قاصدکِ تهیونگ ؟
-هومممم
آروم دستاشو به کمر پسر رسوند ؛ تیشرت سفید رنگش که کاری کرده بود شبیه فرشته ها به نظر برسه بالا زد ، دست های گرمشو به کمر جونگ کوک رسوند و نرم نوازش کرد
همینطور که به نوازش پوست برفیش مشغول بود ، تو گوشش حرف میزد تا خواب رو از سر اون خرگوش کوچولو بپرونه .