"شاید مردن هم یه راه فراره، ولی کی جرأت میکنه آزاد شه؟”
وقتی مرگ یه درهست، که همه وایسادن لبش، زل زدن پایین، اما کسی قدمی رو به جلو برنمیداره، میفهمی که ما تبدیل به آدمایی شدیم که نه از زندگی راضیایم، نه از مُردن مطمئن؛ یه مشت سایهایم، معلق بین بودن و نبودن، بین فریادهایی که هیچکس نمیشنوه و اشکهایی که تو تاریکی خشک میشن.
اینجا، درد یه عادت شده، نفسکشیدن یه اجباره.
و ما...فقط وانمود میکنیم که هنوز زندهایم."
🔗 #نفسهایی_برای_مردن
وقتی مرگ یه درهست، که همه وایسادن لبش، زل زدن پایین، اما کسی قدمی رو به جلو برنمیداره، میفهمی که ما تبدیل به آدمایی شدیم که نه از زندگی راضیایم، نه از مُردن مطمئن؛ یه مشت سایهایم، معلق بین بودن و نبودن، بین فریادهایی که هیچکس نمیشنوه و اشکهایی که تو تاریکی خشک میشن.
اینجا، درد یه عادت شده، نفسکشیدن یه اجباره.
و ما...فقط وانمود میکنیم که هنوز زندهایم."
🔗 #نفسهایی_برای_مردن