𝕔𝕠𝕕𝕖💻 𝕥𝕠 𝔸𝕣𝕥🎨


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


جایی که کُد ها به بوم تبدیل می‌شوند و الگوریتم به قلم.
@p5genie_bot

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


اول مهرهه😂😃


Forward from: Apricity ₜₑₓₜ
اگه برای رفتن به (مدرسه/دانشگاه) آماده نیستید این پیامو فوروارد کنید.


Forward from: ART>>


Forward from: ܀ فلق ܀
🪼 𝗠𝗜𝗗𝗗𝗟𝗘 𝗢𝗙 𝗧𝗛𝗘 𝗡𝗜𝗚𝗛𝗧 🪼




🪼• فرنگیس یا شایدم فاطمه•
🪼 #Art


چقد کبوتر🕊🕊🕊🕊🕊


Forward from: ART>>
I think "all things is lie"🫧


جنگل های دالخانی🥲


کوچولووووو😭


🐍🐍🐍🐍🐍


Forward from: ART>>
this Day🎍


سقوط در سکوت

از همان روزی که ماندانا را دیدم، دیگر زندگی‌ام مال خودم نبود. همه‌چیز دور و برم مثل مه می‌گذشت. کار، خیابان‌ها، آدم‌ها... فقط او بود که مثل خاری در مغزم گیر کرده بود. من معمار بودم، ولی برای او، برای خودش، چیزی ساختم که از خودم بزرگ‌تر بود؛ عمارتی که می‌خواستم ماندگارتر از قلبم باشد.

سنگ روی سنگ گذاشتم، با این خیال که شاید روزی وقتی در آن خانه قدم می‌زند، صدای تپش قلبم را از دیوارها بشنود. پنجره‌ها را طوری چیدم که هر صبح، نور بیاید روی چهره‌اش. ولی هیچ‌وقت ندانست. یا اگر هم دانست، برایش پشیزی ارزش نداشت.

روزی خبرش رسید. خیانت. درست مثل پتکی که روی جمجمه‌ام بکوبند. خنده‌هایش، دست‌هایش، همه به دیگری تعلق داشت. من مانده بودم و این عمارت لعنتی که حالا مثل قفسی بود روی سینه‌ام.

شب رفتم آن‌جا. باران می‌بارید و سقف تالار چکه می‌کرد. بوی رطوبت همه‌جا را گرفته بود. روی دیوارها دست کشیدم؛ همان دیوارهایی که با عشق ساخته بودم، حالا سرد بودند، مثل سنگ قبر.
همیشه می‌دانستم یک روز این دکمه را فشار می‌دهم. وقتی طراحی‌اش می‌کردم، انگار ناخودآگاهم می‌خواست راه فرارم را از پیش آماده کند.

رفتم وسط تالار. سکوتش مثل دهان باز یک چاه بود. نفس کشیدن سخت شده بود. دستم لرزید. برای لحظه‌ای صورت ماندانا جلوی چشمم آمد. نه... نه آن صورت. فقط یک نقاب بود. چیزی پشتش نبود.

لبخند زدم. نه از روی شادی. از روی پوچی. بعد دستم را دراز کردم. دکمه را فشار دادم.
صدای ترک خوردن ستون‌ها بلند شد. زمین زیر پایم لرزید. انگار تمام دنیا می‌خواست با من فرو بریزد. و در آخرین لحظه، یک حس رهایی... مثل فرو رفتن در خوابی بی‌پایان.

حالا فقط تاریکی‌ست.
و من، که دیگر هیچ نیستم.....


فردا این رو اجرا می‌کنیم عزیزان😇


let particles = [];

function setup() {
createCanvas(windowWidth, windowHeight);
noStroke();
}

function draw() {
background(0, 50);

// ایجاد ذره جدید وقتی لمس/ماوس پایین هست
if (mouseIsPressed || touches.length > 0) {
let x = mouseX || touches[0].x;
let y = mouseY || touches[0].y;
for (let i = 0; i < 5; i++) {
particles.push(new Particle(x, y));
}
}

// آپدیت و نمایش ذرات
for (let i = particles.length - 1; i >= 0; i--) {
let p = particles[i];
p.update();
p.show();
if (p.finished()) {
particles.splice(i, 1);
}
}
}

class Particle {
constructor(x, y) {
this.x = x + random(-10, 10);
this.y = y + random(-10, 10);
this.vx = random(-1, 1);
this.vy = random(-3, -1);
this.alpha = 255;
this.size = random(10, 25);
this.color = color(random(200, 255), random(50, 150), 0, this.alpha);
}

update() {
this.x += this.vx;
this.y += this.vy;
this.alpha -= 5;
this.size *= 0.96;
}

finished() {
return this.alpha < 0;
}

show() {
fill(red(this.color), green(this.color), blue(this.color), this.alpha);
ellipse(this.x, this.y, this.size);
}
}


Forward from: ℴ𝓉𝒽ℯ𝓇 𝒽𝒶𝓁𝒻
#تکنیک_سیاه_قلم✨️
تمرین سرعتی:)🤍


حسابی درگیرم


به زودی میام پیشتون دوستان


اول صب برقا رفت


Forward from: آیموی|𝐈𝐌𝐎𝐕𝐈𝐄
                   ࿚ʿ࿚ ‌‌‌࿙ི꒦꒷꒷꒦ྀ࿚‌‌ ࿙ʾ࿙
ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ¹ 🐰✨     'https://t.me/addlist/4ZaKfiGQA7s5OGY0' rel='nofollow'>ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ² 🐰✨      ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ³🐰✨
         ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ⁴🐰✨       ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ⁵🐰✨       ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ⁶🐰✨
ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ⁷🐰✨      ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ⁸ 🐰✨         ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ⁹🐰✨
        ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ¹⁰🐰✨         ꜰₒₗᴅₑᵣ ೄ¹¹🐰✨               

🦭❤️🧋

اینجا هر روز بهت کلی ممبر فعال و رایگان بهت میده نینی🧸❤️


                      🦭❤️🧋

تعرفه خرید ممبر فعال و واقعی و سین خور با تخفیف از اینجا بگیر🧸❤️




چه خبرااا

20 last posts shown.

251

subscribers
Channel statistics