امروزه، حدود ۲۴ درصد از جمعیت کل کره زمین مسلمان هستند و افزایش علاقه به دین اسلام از طریق تبلیغات های نهاد های اسلامی و محتواهای گسترده در شبکه های اجتماعی درحال افزایش است.
در این فضا، اسلام اغلب بهعنوان دینی بینقص، اخلاقمدار و بهویژه حامی حقوق زنان معرفی میشود. یکی از نمودهای این تصویر، مفهومی با عنوان «فمینیسم اسلامی» است که مدعی است با ظهور اسلام، زنان و مردان به جایگاهی برابر دست یافتهاند و شأن زن ارتقا یافته است.
اما آیا تصویری که از اسلام و جایگاه زن در آن ارائه میشود، مطابق اسلام واقعی و منابع معتبر اسلامیست؟
حال در این مقاله با رجوع به قرآن و منابع اسلامی معتبر، به بررسی و نقد مفهوم "فمینیسم اسلامی" و تصویر آرمانی ارائهشده از اسلام میپردازیم.
ظهور اسلام در جامعهای اتفاق افتاد که قتل دختران امری رایج بود. محمد پیامبر اسلام با ممنوعکردن این عمل گامی مهم در کاهش خشونت علیهزنان انجام داد، اما این اقدام لزوماً به معنای برابری بین زن و مرد تعریف نمیشود، بلکه میتوان آنرا بازتعریفی از زن در چارچوبی جدید دانست.
برای نمونه، در آیه ۲۲۳ سوره بقره، زنان به «کشتزار» مردان تشبیه شدهاند؛ تعبیری که بدن زن را در چارچوب تولید مثل معنا کرده و اختیار جنسی را در دست مرد قرار میدهد. همچنین در آیه سوم سوره نساء، چندهمسری و صیغه برای مردان مجاز شمرده شده است؛ امری که نهتنها بر اولویت نیاز جنسی مردان تأکید دارد، بلکه نابرابری ساختاری میان زن و مرد را تثبیت میکند و دوباره همان چارچوبی که زن را وسیلهای برای همسرداری و فرزندآوری میداند، تکرار میکند.
این نگرش در احادیث نیز تکرار میشود؛ برای مثال، در منابع معتبر اسلامی زنیکه از اوامر شوهرش سرپیچی کند و با او همبستر نشود را زنی مورد لعنت فرشتگان و مایه ی شر میدانند.
در مجموع، متون اسلامی مرد را بر زن برتر و حاکم زن میدانند، عقل، دیه، ارث و تمامی حقوقیات دیگر زن را ناقص معرفی میکنند و اطاعت از پدر و سپس شوهر را بر او واجب شمارده و تمامی حقوق زن را به دست مرد میسپارند؛ تا جایی که مرد حق تنبیه و محدود کردن زن را دارد.
در عین حال، زن در نقش همسر و بهویژه مادر همواره مورد ستایش قرار میگیرد؛ چنانکه در روایات آمده است «بهشت زیر پای مادران است».
حتی در قرآن نیز تنها دو سوره به زنان اختصاص یافته که یکی «نساء» و دیگری «مریم» است. مریم، بهعنوان زنی باکره و مادر، به دلیل پاکی و مادری ستوده میشود و همواره درحال تکرار چارچوب هاییست که تاکید بر فرزندآوری زنان دارد.
مجموع این آموزهها، زن را نه بهعنوان انسانی مستقل و دارای اختیار، بلکه در چارچوب همسری، مادری و باروری تعریف میکند، طوریکه ارزش زن به رحم او و ارزش دختر به باکرگیاش گره خورده است.
از این رو، ادعای برابری جنسیتی در قالب «فمینیسم اسلامی»، با محتوای اصلی منابع اسلامی در تضادی آشکار قرار دارد.
در این فضا، اسلام اغلب بهعنوان دینی بینقص، اخلاقمدار و بهویژه حامی حقوق زنان معرفی میشود. یکی از نمودهای این تصویر، مفهومی با عنوان «فمینیسم اسلامی» است که مدعی است با ظهور اسلام، زنان و مردان به جایگاهی برابر دست یافتهاند و شأن زن ارتقا یافته است.
اما آیا تصویری که از اسلام و جایگاه زن در آن ارائه میشود، مطابق اسلام واقعی و منابع معتبر اسلامیست؟
حال در این مقاله با رجوع به قرآن و منابع اسلامی معتبر، به بررسی و نقد مفهوم "فمینیسم اسلامی" و تصویر آرمانی ارائهشده از اسلام میپردازیم.
ظهور اسلام در جامعهای اتفاق افتاد که قتل دختران امری رایج بود. محمد پیامبر اسلام با ممنوعکردن این عمل گامی مهم در کاهش خشونت علیهزنان انجام داد، اما این اقدام لزوماً به معنای برابری بین زن و مرد تعریف نمیشود، بلکه میتوان آنرا بازتعریفی از زن در چارچوبی جدید دانست.
برای نمونه، در آیه ۲۲۳ سوره بقره، زنان به «کشتزار» مردان تشبیه شدهاند؛ تعبیری که بدن زن را در چارچوب تولید مثل معنا کرده و اختیار جنسی را در دست مرد قرار میدهد. همچنین در آیه سوم سوره نساء، چندهمسری و صیغه برای مردان مجاز شمرده شده است؛ امری که نهتنها بر اولویت نیاز جنسی مردان تأکید دارد، بلکه نابرابری ساختاری میان زن و مرد را تثبیت میکند و دوباره همان چارچوبی که زن را وسیلهای برای همسرداری و فرزندآوری میداند، تکرار میکند.
این نگرش در احادیث نیز تکرار میشود؛ برای مثال، در منابع معتبر اسلامی زنیکه از اوامر شوهرش سرپیچی کند و با او همبستر نشود را زنی مورد لعنت فرشتگان و مایه ی شر میدانند.
در مجموع، متون اسلامی مرد را بر زن برتر و حاکم زن میدانند، عقل، دیه، ارث و تمامی حقوقیات دیگر زن را ناقص معرفی میکنند و اطاعت از پدر و سپس شوهر را بر او واجب شمارده و تمامی حقوق زن را به دست مرد میسپارند؛ تا جایی که مرد حق تنبیه و محدود کردن زن را دارد.
در عین حال، زن در نقش همسر و بهویژه مادر همواره مورد ستایش قرار میگیرد؛ چنانکه در روایات آمده است «بهشت زیر پای مادران است».
حتی در قرآن نیز تنها دو سوره به زنان اختصاص یافته که یکی «نساء» و دیگری «مریم» است. مریم، بهعنوان زنی باکره و مادر، به دلیل پاکی و مادری ستوده میشود و همواره درحال تکرار چارچوب هاییست که تاکید بر فرزندآوری زنان دارد.
مجموع این آموزهها، زن را نه بهعنوان انسانی مستقل و دارای اختیار، بلکه در چارچوب همسری، مادری و باروری تعریف میکند، طوریکه ارزش زن به رحم او و ارزش دختر به باکرگیاش گره خورده است.
از این رو، ادعای برابری جنسیتی در قالب «فمینیسم اسلامی»، با محتوای اصلی منابع اسلامی در تضادی آشکار قرار دارد.