راوی


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


اما عزیز من!
کاش در روزگار دیگری می‌زیستیم.
ما همگی حیف بودیم.

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter




خواستم گریزی به شب بزنم طرد شدم.
پا بر مهتاب گذارم دور شدم.
بر آب راه روم آتش شدم.
خواستم رقصان شوم مرگ شدم.
خواستم خنده کنم غم شدم. غم شدم.


رفته است و مهرش از دلم نمی‌رود.
ای ستاره‌ها! چه شد که او‌ مرا نخواست؟
ای ستاره‌ها، ستاره‌ها، ستاره‌ها!
پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟


و قلبم
در خلاء
تپیدن را آغاز کرد.






Forward from: Hidden Chat
اگر برداشت هرکس از آزادی رو کاری نداشته باشیم و راجع‌به اون چیزی که جامعه از آزادی می‌گه صحبت کنیم، چیزیه که وجود نداره و قرار هم نیست داشته باشه. حتی اگر حکومت هم تو رو کاملاً رها کنه، برای انجام دادن هرکاری، احساس می‌کنم همین‌که در قالب یک انسان به‌دنیا اومدی نمی‌ذاره آزاد باشی؛ درواقع فکر می‌کنم اون شرم، آگاهی یا هرچیزی که انسان رو انسان می‌کنه نمی‌ذاره به آزادی برسه.


Forward from: Hidden Chat
انسان ها آزادی را رسیدن به منافع خود می‌بیند،اما آزادی در گرو منافع ما نیست بلکه برای رسیدن به آزادی باید از خیلی چیزها گذشت.


Forward from: Hidden Chat
کلمه ای که ادعا می کند همه چیز رهاست اما خودش تو را به اسارت می کشد.


Forward from: Hidden Chat
تعلق به خود.


Forward from: Hidden Chat
آزادی دقیقا زمانیه که احساس آرامش بکنی.
وقتی که بفهمی الان میتونی بدون فکر کردن به تاوانش هرکاری که دلت بهت میگه رو انجام بدی .
زمانی که به هیچی جز خودت و روحت فکر نمیکنی و ذهنت اونقدر آزاده که انجامش میدی.
مهم نبست چی میشه تو انجامش میدی


Forward from: Hidden Chat
شخصی تر از چیزیه که فکر میکنیم
گسترده تر از چیزی که فکر میکنیم
فقط نپوشیدن روسری به اجبار نیست
حتا فقط ازادی بیان نیست
گاهی یک حرکت یا یک کلمه اس
خیلی چیز ها رفتار و حرفامون از نیازمون به ازادیه و خودمون نمیفهمیم


Forward from: Hidden Chat
آزادی همیشه برام یادآور پرنده بوده
پرنده ای که توی قفس نگه داری شده و الان داره توی آسمون پر میزنه
تا معنی حبس شدن رو نفهمیده باشه نمیتونه لذت آزادی رو بچشه.
رهایی بدون دغدغه و ترس حرکت کردن
جوری که طبیعت فرد باشه


#برداشت دو

آزادی


Forward from: راویِ داستان-
Video is unavailable for watching
Show in Telegram


نشسته‌ام در انتظار
در انتظار یک صدا
صدای جای پای تو
صدای خنده‌های تو
بنشین کنارم ای‌صبا
بنشین ، نوازش کن مرا
بنشین و از شبت بگو
از شب‌های بی طلوع




مثل من موهاش کوتاهه.




با سرسنگینی گفتم”
فنجان از قطره‌ای پر نمی‌شود و انسان با یک کلمه عصبانی نمی‌شود.
همه‌چیز حاصل انباشته‌شدن است.

20 last posts shown.

314

subscribers
Channel statistics