یکیازمسئلههاییکهاذیتممیکنهاینهکهمن مطمئنماگهجایتوبودم،هرگزکاریکهحتی حدسمیزدمممکنهاذیتتکنههمنمیکردم،
حتیوقتیحالمخوشنبود،
نمیزدمبهجاییکهقلبتمیشکست...
ولیتومنوشکوندییکییدونه...
تو،خودتوازمگرفتی...!
خودتوازکسیکهنفسشبهنفستبندبودگرفتی.
یهکاریکردیبهجایاینکهبهچشمایِخوشگلت
خیرهشموباهاتحرفبزنم...
الانبایدبهحروفِاسمتکههکشدنرواین
تختهسنگِسردخیرهشموازروزامبراتبگم...
ازپوچبودنمبدونِتو...
اززندهبودنمامازندگینکردنم...
ازنفسکشیدنمولیخوشحالنبودنم...
ازخندهایکهبعدِتو،دیگههیچوقترولبامننشست
تودیگهحتیتوقلبمنیستی...
توخودِخودِقلبمی،عزیزکرده!
حتیوقتیحالمخوشنبود،
نمیزدمبهجاییکهقلبتمیشکست...
ولیتومنوشکوندییکییدونه...
تو،خودتوازمگرفتی...!
خودتوازکسیکهنفسشبهنفستبندبودگرفتی.
یهکاریکردیبهجایاینکهبهچشمایِخوشگلت
خیرهشموباهاتحرفبزنم...
الانبایدبهحروفِاسمتکههکشدنرواین
تختهسنگِسردخیرهشموازروزامبراتبگم...
ازپوچبودنمبدونِتو...
اززندهبودنمامازندگینکردنم...
ازنفسکشیدنمولیخوشحالنبودنم...
ازخندهایکهبعدِتو،دیگههیچوقترولبامننشست
تودیگهحتیتوقلبمنیستی...
توخودِخودِقلبمی،عزیزکرده!