خاطراتِ رهایی من


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


اینجا قراره یه خونه‌ی امن برای من باشه.
به خونم خوش اومدید.
@Donya_da

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


پاشو برو کارهاتو انجام بده.
با پایین و بالا کردن تلگرام کارهات انجام نمیشه.


تلگرامم اینقدر شلوغه که سرگیجه میگیرم.


دیوونه‌ی این اهنگ شدم.
دیوونه‌ی اینکه چشمامو ببندم و باهاش برقصم.


در دستشویی قفل شد :»
اینقدر داد زدم تا بلاخره یکی به دادم رسید.
از اینکه در قفل شد نترسیدم اما از اینکه یکی رو بیدار کردم یه دور سکته زدم.


از همین الان می‌دونم برای ناهار چی دوست دارم بخورم.
سوپپپپپ :»


مورد علاقه‌ترین قسمت روزم، پیاده روی بود.


وقتی یه جمله میاد تو ذهنم تا ننویسمش دیوونه میشم.


پرواز


کاش مغزم کابوس‌های جدید می‌ساخت، از کابوس‌های تکراری خسته شدم.


دیشب موقع خواب یه خاطره‌ی مبهم از بچگیم یادم اومد که خیلی‌ دوستش دارم.
انگار اون خاطره بارها و بارها منو نوازش می‌کنه.
یادمه موقعی که شیش یا هفت سالم بود با مامان رفتیم یه موزه. در بزرگ موزه پررنگ‌ترین چیزیه که یادمه، یه در بزرگ با هوای ابری، زمین خیس و مجسمه‌هایی که اونجا بود. فکر کنم مامان می‌خواست یه کاری انجام بده و حالا به خاطر وقت کُشی مارو آورده بود موزه، حتی هنوز کیف مدرسه‌ی صورتی رنگم رو شونم بود. تا اون تیکه از سنم همچین جای باحالی ندیده بودم پر از چیز‌های باحال و عجیب. هنوز حس کنجکاویی که موقع دیدن اونا داشتم رو یادمه و من عاشق اون حسم انگار همون بخش از زندگیم بود که منو دیوونه‌ی دیدن موزه‌ها و مکان‌های تاریخی کرد.
دیشب موقع خواب یهو دلم برای اون همه ذوق و کنجاویه دنیای هفت ساله تنگ شد.


اخه تن ماهی غذاستت




حس می‌کنم زندم.


Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic 'til I'm gathered safely in
Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
@BlueMindOfMine


لطفا اینستا رو وقتی دستور پخت غذا داخلشه پاک نکنید. چون مجبور میشی با خنده تو چشمای داداشت نگاه کنی و بگی: با نون بخوری سیر میشی.


بهش میگم: تو خسته نیستی؟ حالت از این قفس چهل و سه ساله‌ایی که برای خودت ساختی بهم نمیخوره؟ نمی‌خوای ببینی اون بیرون چخبره؟
نمی‌خوای نفست بالا بیاد؟
دِ آخه من که می‌بینم خسته‌ای، منم خستم خیلی وقته خستم. موندن زیر این قفسی که تو و بابا برای خودتون ساختید، داره نفس منم بند میاره.


خیلی خوشگلن






تا حالا اینقدر از کشتن یه پشه خوشحال نشده بودم.

20 last posts shown.

24

subscribers
Channel statistics