‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ 𝙀𝙘𝙡𝙞𝙥𝙨𝙚.


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


‌ ‌ ‌   ‌ᔢ Enhypen's fiction channel . To find the fictions, click on the pinned message.

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


من




Forward from: ENHYPEN~ ᴰᵃⁱˡʸ
Sunki



نیکی یه کارآگاه جوون و خونسرده که به پرونده‌های گمشده‌ی افراد معروف رسیدگی می‌کنه. اما وقتی اسم قربانی جدید میاد، همه‌چی فرق می‌کنه… چون این بار، قربانی کسیه که سال‌هاست توی آپارتمان مخفی خودش زندانی نگهش داشته: سونو.
حالا نیکی باید انتخاب کنه…
سونو رو آزاد کنه؟ یا عشق بیمارگونه‌شو تا آخرش ادامه بده؟
و سونو… اون واقعاً زندانیه؟ یا خودش نمی‌خواد بره؟

⸻


اتاق تاریک بود. نور فقط از یه لامپ کوچیک سقفی میومد، که اونم گاهی سوسو می‌زد. دیوارها پر بودن از آینه. ولی هیچ‌کدوم از آدما توشون کامل دیده نمی‌شدن… انگار که تیکه‌تیکه باشن.

نیکی نشسته بود پشت دوربین. از همون دور، سونو رو نگاه می‌کرد که گوشه‌ی اتاق روی زمین نشسته بود. سرشو پایین انداخته بود، زانوهاشو بغل کرده بود، موهاش افتاده بودن روی صورتش.

–‌ «تو امشب غذا نمی‌خوری، درسته؟»

صدای نیکی نرم بود، ولی یه ته تهدید توش حس می‌شد. مثل همیشه.

سونو چیزی نگفت.

نیکی پوفی کرد. درو باز کرد، رفت تو.

–‌ «فکر می‌کنی این بازی چقد می‌تونه ادامه پیدا کنه؟»

سونو نگاهش کرد. چشماش قرمز بودن. ولی نه از گریه… از خشم.

–‌ «تو منو نگه داشتی اینجا. مثه یه حیوون. دیگه بازی‌ای نمونده ریکی.»

نیکی یه لحظه سکوت کرد. بعد خم شد، صورت سونو رو گرفت توی دستش.

–‌ «من نجاتت دادم… از اون خراب‌شده‌ای که توش له می‌شدی. همه داشتن ازت سوءاستفاده می‌کردن. من تنها کسی‌ام که واقعاً برات اهمیت قائل بود.»

–‌ «تو منو دزدیدی… تو منو شکستی…»

نیکی نفسشو داد بیرون. بعد آروم، آروم بوسه‌ای روی پیشونی سونو زد.

–‌ «ولی هنوزم اینجایی.»

–‌ «چون راه فراری نیست.»

–‌ «یا چون… ته دلت نمی‌خوای بری؟»

سونو یه لحظه مکث کرد. یه لحظه فقط… و نیکی خوب اون لحظه رو دید.

و لبخند زد.


چه کیوت


Forward from: 𝖬𝗈𝗈𝗇'𝗌 𝖯𝗈𝖼𝗄𝖾𝗍
𝖲𝗎𝗇𝗌𝗎𝗇'𝗌 𝖠𝗎:
🥛 ˖ ࣪ ‹ 𝖲𝗐𝖾𝖾𝗍 𝖵𝖾𝗇𝗈𝗆𖥔 ࣪ ᥫ᭡
دوستای سونو تصمیم گرفتن با یه معجون جادویی به اسم «سونگهون» بهش کمک کنن تا بتونه بالاخره کراشش رو فراموش کنه و زندگی‌ش رو از اون آشفتگی در بیاره. اما هیچ‌کدومشون نمی‌دونستن که این معجون نه تنها قرار نیست کمکی کنه، بلکه باعث میشه یه داستان پیچیده، پر از دردسر، خنده و کلی اتفاق غیرمنتظره رقم بخوره!




★




Forward from: عمـارتِ کـهنہ‌ بِـلاے
این پست و متن زیرش، همراه با این پیام رو فور کنید تا ازتون فور کنم ۱۲ ساعت بمونه🧸


Forward from: عمـارتِ کـهنہ‌ بِـلاے
برای چشم‌هایے که هنوز هم، تمام منند.

سال‌ها گذشته… اما وقتي امروز دوباره دیدمت؛ انگار تمام تقویم‌ها دروغ بودن. انگار تمام این سال‌ها، فقط یک فاصله‌ے نفس‌گیر بود بین دو نگاه.
نگاهِ تو… و قلبِ من، که هنوز هم با دیدنت، بی‌اجازه می‌تپه.
هیسونگ هیونگ…
اسم تو همیشه زیر لایه‌ی تمام سکوت‌های من پنهون بود. می‌دونی؟ هیچ‌کس نفهمید که “دوستت دارم”‌هایی که هیچ‌وقت نگفتم، بزرگ‌ترین فریادهاے عمرم بودن. هیچ‌کس نفهمید چرا هر شب با چشم‌های باز خواب می‌دیدم… چون تو توی همه‌ی خواب‌هام بودے و من نمی‌خواستم بیدار شم.
ما عاشق بودیم…
از اون مدل عشق‌هایی که آرومه، بی‌صداست ولی تموم جهان رو زیر و رو می‌کنه. ما مثل دو برگ از یک درخت بودیم که هیچ‌وقت حق نداشتن توی یک فصل بمونن.
یکی همیشه باید می‌افتاد…
و من افتادم، وقتي تو رفتی.
رفتی یا شاید هم بردنت…؟
مهم نیست. فقط اینو می‌دونم که دلم موند اونجا، جایی بین دست‌هایی که هیچ‌وقت کامل نگهش نداشتی ولی هیچ‌وقت هم ولش نکردی.
و حالا… حالا که سال‌ها گذشته، حالا که موهام سفیدتر شده، خاطره‌هام پررنگ‌تر شده‌ان… دیدمت.
و همون‌جا فهمیدم… هیچی تغییر نکرده.
حتی یه ذره.
حتی یه بار تپیدن دلم هم فرق نکرد. فقط دوستت دارم… بیشتر از قبل، با تمام نبودن‌هات، با تمام فاصله‌ها، با تمام خاطره‌هایی که سهممون نشدن.
تو لبخند زدی و من بغض کردم.
و تموم گذشته مثل سیل برگشت توی قلبم.
خواستم بگم:
“بمون این‌بار.” اما ترسیدم… چون می‌دونم عشق‌هایی مثل مال ما همیشه یا دیر میان؛ زود تموم می‌شن. ولی هیسونگ هیونگ…
من هنوز همون ریکی‌ام.
با همون دل، با همون چشم‌ها، با همون دوستت دارمی که هیچ‌وقت نگفته نشد.
هنوزم اگه اسمم رو صدا بزنی، به جای صدا، تپش قلبم جواب می‌ده.
اگه یه‌بار دیگه نگاهم کنی… می‌فهمی…
من هیچ‌وقت نرفتم. فقط داشتم هنوز عاشقت می‌موندم. برای همیشه.

 
︐🪷  ریکی؛ پسرے که هیچ‌وقت از
                 دوست داشتن تـو خسته نشد.






Forward from: ડweet ꫝome
اگه اونرید و اینجا رو چک میکنید فور کنید.
پاکسازی نیست




Forward from: 言‌ ‌ ‌ Velour embers
Video is unavailable for watching
Show in Telegram


Forward from: 言‌ ‌ ‌ Velour embers
#Jay 🌴言 ‌ American🪖
Пак, что ты имеешь в виду?




Forward from: 言‌ ‌ ‌ Velour embers
#Jay 🚬 Cowboy. 🪚
Пак, что ты имеешь в виду?



20 last posts shown.

100

subscribers
Channel statistics