سبز ترینِ زندگیم ازت خداحافظی میکنم. فکر کنم وقتش رسیده که این سفر رو تموم کنم. میدونم دور از ذهنت بود اما مجبورم دوست عزیزم. تحمل کردن ادما و این زندگی خاکستری دیگه کار من نیست. دلم برای خودت و خاطراتی که ساختیم تنگ میشه. تو بهم یاد دادی ثانیه ها ارزش این رو دارن که خرج بعضی از ادما کرد. همیشه باهام مهربون بودی، مثل فرشتهی بدون بالی که ماموریتش زیبا سازی جهان بوده. همیشه برام مهم بودی و هستی و من از ته قلبم خوشحالم که باهات آشنا شدیم و بخشی از زندگیم شدی. متاسفم که پایانمون همچین شکل ناخوشایندی داره. اما من باید برم. میبینمت. به زودی.