برای تویی مینویسم که رفتی مملکتِ غریب به امید اینکه سرنوشت خوبی برات رقم بخوره،
روزای قشنگی در انتظارت باشه،
و بالاخره صبح بشه این شب برات؛
اما از بد روزگار....
میدونی عزیزِ راه دورم،
تقصیر تو نیست؛
تقصیر ما نبود؛
زندگی ما قرارِ سراسر غم و اندوهِ بیپایان و زحمت و رنج و سختی باشه؛
هر جای دنیا که باشیم،
عمر پر از مصیبت
زیست ما با محنت
در دنیا فضاحت
در بند غم اسارت
برای دیگران عبرت
بین خود و خویش کدورت
به مثابه فردی سورئالیست
میان عدهای رئالیست...
روزای قشنگی در انتظارت باشه،
و بالاخره صبح بشه این شب برات؛
اما از بد روزگار....
میدونی عزیزِ راه دورم،
تقصیر تو نیست؛
تقصیر ما نبود؛
زندگی ما قرارِ سراسر غم و اندوهِ بیپایان و زحمت و رنج و سختی باشه؛
هر جای دنیا که باشیم،
عمر پر از مصیبت
زیست ما با محنت
در دنیا فضاحت
در بند غم اسارت
برای دیگران عبرت
بین خود و خویش کدورت
به مثابه فردی سورئالیست
میان عدهای رئالیست...