〔دو روز تماما آسمون گریه میکند و هیچکس نمیداند که اشک شوق است یا غم. شاید آنقدر احساساتش فوران کرده که راهی جز گریستن ندارد.
مگر ما هفت آسمان نداریم؟ پس چرا آسمان بالای سر ما انقدر تنهاست؟ تنها بوده و هست یا تنها نبوده و شده؟... من میگویم او از اول تنها بوده اما الان این کمبود را احساس میکند...〕
مگر ما هفت آسمان نداریم؟ پس چرا آسمان بالای سر ما انقدر تنهاست؟ تنها بوده و هست یا تنها نبوده و شده؟... من میگویم او از اول تنها بوده اما الان این کمبود را احساس میکند...〕