دره ای بی آفتاب


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


هر آدمی داستان آدمِ دیگریست.
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1161187-rOCWpPt

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


_Natalia Drepina


اعمال ما وابسته به ماست، راست است که ما را می سوزاند، اما برایمان شکوه و درخشش به ارمغان می آورد و اگر جان ما را ارزشی باشد، از آن جهت است که بیش از جان های دیگر سوخته است.

_آندره ژید
_مائده های زمینی


که من در گوشه‌یِ دور از این جهان گم شده و بر باد رفته‌ام…


ای که در بَرَم نیستی
شبت چگونه گذشت؟

_غاده السمان


از زندگی تقریبا آنقدر گیرم آمده بود که بتوانم صورتحساب مرگ را جیرینگی بدهم!

_لویی فردینان سلین
_مرگ قسطی


صاف نشستم و در حالی که مشغول تماشای ابرهای تیره ای شدم که برفراز دریای شمالی گسترده بودند، به همه ی چیزهایی فکر می کردم که در طول زندگی ام از دست داده بودم: زمانی که برای همیشه از دست رفته بود، دوستانی که مرده با ناپدید شده بودند، احساساتی که دیگر هرگز تجربه نمی کردم.

_جنگل نروژی
_هاروکی موراکامی


بگذار کسی نداند که چگونه من به جای نوازش شدن و بوسیده شدن، گزیده شده ام
بگذار هیچکس نداند، هیچکس!
و از میان همه خدایان، خدایی جز فراموشی، بر این همه رنج آگاه نگردد...

_شاملو


حال هر سرزمین را باید از حال زن هایش شناخت.

_عالیه عطایی


_Afarin Sajedi🎨


چیزی که من رو از مرگ می ترسونه
اینه که یقین دارم
زندگی بدون من سپری خواهد شد.

_کامو
_مرگ خوش


صبح وقتی که درها بسته بود، همه اهل خانه می خواستند به اتاقش هجوم بیاورند و حالا که درها باز بود کسی نمی آمد او را ببیند.

_مسخ
_فرانتس کافکا




چطور ممکن است با چنین درد و رنجی چهره ی او باز برای من چهره ی خوشبختی است؟

_کامو
_یادداشت ها


توهین هایی هست که هر قدر هم آدم با گذشت باشد نمی تواند فراموششان کند.
در هر موردی حد و حدودی وجود دارد که گذشتن از آن خطرناک است، چون اگر این حد پشت سر گذاشته شود، دیگر برگشتن از آن ناممکن است.

_فیودور داستایفسکی
_جنایات و مکافات


اساس کار قلب آدمی است
و بقیه مهمل است..

_فیودور داستایفسکی
_ابله


آدم وقتی بیش از حد رنج بکشد وضعیتش به کمدی نزدیک می‌شود و می‌تواند به دردناک‌ترین چیزها هم بخندد.

_ماساجی ایشیکاوا
_ رودخانه تباهی


مردم ما به قدری از نظر مادی و معنوی هر دو عقب مانده‌اند که ناچار با هر چه برایشان ناآشناست مخالفت می‌کنند.

_لئون تالستوی
_آنا کارنینا


من از تو می مردم، اما تو زندگانی من بودی.

_فروغ


داستان زن جوانی به نام ایزابلا را روایت می کند که خانواده اش قصد دارند او با «شخصی اصیل» ازدواج کند، اما ایزابلا عاشق لورنزو یکی از کارمندان برادرش می شود. وقتی برادران از این قضیه با خبر می شوند، لورنزو را می کشند و جسدش را دفن می کنند. روح لورنزو در خواب به ایزابلا خبر می دهد.
ایزابلا بدن را نبش قبر می کند و سر لورنزو را در دیگ ریحان دفن می کند و با وسواس از او مراقبت می کند.


_John William Waterhouse🎨
_Isabella and the pot of Basil

20 last posts shown.

7 060

subscribers
Channel statistics