امروز شلوغ و پرسروصدا بود، یک بشقاب شکستم. به چسناله های خانمی گوش کردم که دوبار طلاق گرفته بود و از تنها پیر شدن وحشت داشت.
ولی درنهایت فال گرفتم و بهم گفت «صبور باش.»
ولی درنهایت فال گرفتم و بهم گفت «صبور باش.»