Forward from: '𝙈𝙚𝙨𝙚'
زمانی که داشت نامه مینوشت،احساس خفگی کرد !هر کلمه ای که مینوشت دردش را بیشتر میکرد..
کم کم داشت میترسید.
عجیب بود...
اما او ، واقعا داشت میترسید.
کم کم داشت میترسید.
عجیب بود...
اما او ، واقعا داشت میترسید.