دیر سین زدن، قطع ارتباط از من.
کم گذاشتن از تو، کنار گذاشتن از من.
کمتوجهی از تو، کمرنگ شدن از من.
سر شدن از تو، حذف کردن از من.
منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من.
اولویت نبودن از تو، دست کشیدن از من.
نادیده گرفتن از تو، فراموش کردن از من.
سرد شدن از تو، فاصله گرفتن از من.
بیخبر شدن از تو، بیتفاوت شدن از من.
قول شکستن از تو، اعتماد نکردن از من.
دور شدن از تو، دل کندن از من.
تغییر کردن از تو، غریبه شدن از من.
بیاهمیت شدن از تو، بیتفاوت شدن از من.
نخواستن از تو، نخواستنِ دوباره از من.
به هر حال، همهچیز باید برابر باشه.
کم گذاشتن از تو، کنار گذاشتن از من.
کمتوجهی از تو، کمرنگ شدن از من.
سر شدن از تو، حذف کردن از من.
منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من.
اولویت نبودن از تو، دست کشیدن از من.
نادیده گرفتن از تو، فراموش کردن از من.
سرد شدن از تو، فاصله گرفتن از من.
بیخبر شدن از تو، بیتفاوت شدن از من.
قول شکستن از تو، اعتماد نکردن از من.
دور شدن از تو، دل کندن از من.
تغییر کردن از تو، غریبه شدن از من.
بیاهمیت شدن از تو، بیتفاوت شدن از من.
نخواستن از تو، نخواستنِ دوباره از من.
به هر حال، همهچیز باید برابر باشه.