کاپوچینو ،
از دیگر قربانی های آسیب دیده بخاطر وجود شیر در این دنیای خاکستری بود.
اما دنیای کاپوچینو، قهوه ای بود.
تمام عمرش به یاد قهوه میگذشت، و آنقدر او را یاد میکرد تا خوابش میبرد،
و صبح خود را با ذکر "قهوهی من، هنوز نیامده ای؟" آغاز مینمود.
کار به جایی رسید که مجبور شد تک خواهر خود، نسکافه را پشت سر تنها بگذارد و به امید یافتن قهوه، نیمه گمشده خود، سفر پر پیچ و خمش را آغاز کند.
از دیگر قربانی های آسیب دیده بخاطر وجود شیر در این دنیای خاکستری بود.
اما دنیای کاپوچینو، قهوه ای بود.
تمام عمرش به یاد قهوه میگذشت، و آنقدر او را یاد میکرد تا خوابش میبرد،
و صبح خود را با ذکر "قهوهی من، هنوز نیامده ای؟" آغاز مینمود.
کار به جایی رسید که مجبور شد تک خواهر خود، نسکافه را پشت سر تنها بگذارد و به امید یافتن قهوه، نیمه گمشده خود، سفر پر پیچ و خمش را آغاز کند.