ما دوست داریم زندگی همیشه شبیه ریاضیات کار کنه، همیشه دو با دو بشه چهار. همیشه آدمها جواب محبت تو رو با محبتشون بدن. همیشه تا وقتی آسیبی نمیزنی، آسیبی هم نبینی. همیشه همه به اندازهی تو برای رابطهتون تلاش کنن. همیشه وقتی آسمون ابری میشه، بارون بباره.
ما دوست داریم دنیا همیشه با ریاضیات کار کنه. من همیشه نتیجهی تلاشهامو ببینم. تو همیشه توی زندگیم بمونی. و او همیشه حواسش به تو و عزیزانت باشه.
ما دوست داریم همه چیز با ریاضیات پیش بره چون اینجوری دنیا قانون داره و عدالت واقعیه! اینجوری همه جواب خوبی و بدیهاشونو میگیرن و ظالم همیشه نابود میشه. اینجوری ته دلمون قرصه که دنیا اونقدرام بی در و پیکر نیست و ما اونقدرها ضعیف و محدود نیستیم.
عزیز قشنگ من! گریه میکنی اگه بگم اینطوری نبود؟ اشکهای نازت سرازیر میشن اگه بگم جواب محبتهات گاهی خودِ ظلمه و کاریش هم نمیشه کرد؟ صدای شکستن قلبت رو میشنوم اگر بگم گاهی تو زندگیت جز خوشبختی برای هیچکس نمیخوای اما خب آدمها هستن که آسیب هم بزنن؟
زیبای شیرین من! خیلی دردناکه که بگم همیشه یکی هست که «به اندازهی تو» این رابطه رو نمیخواد، نه؟ خیلی سنگینه که ببینی یک عالمه از روزهای سال هوا ابریه اما این ابرها نیستن که برای اومدنِ بارون تصمیم میگیرن، نه؟
بزرگ میشی و هزاران تلاشت بینتیجه میمونه. بزرگ میشی و اون روز رو هم میبینی که خودت برای همیشه ترکش کردی. گاهی اونقدر بزرگ میشی که میبینی حتی هیچکس حواسش به تو و عزیزانت نیست جز خودت و عزیزانت.
بیشتر توی دنیا زندگی میکنی و میبینی عدالتی در کار نیست، چون هنوز به بچههای کوچولو تجاوز میشه، چون آدمهایی به قتل میرسن که بیگناه و درست و حسابیان. چون زن هنوز جنس دومه. چون قدرت میره توی دست کسی که همیشه جنگ رو انتخاب میکنه و توش میبره، و ظالم میمونه و سود زیادی از ظلم کردن برده.
بعضی روزها منطقم رو میذارم کنار تختم و با تمام احساساتم روی تخت دراز میکشم، و میدونید همیشه سوالم چیه؟ «چرا میخوای همیشه باهات خوب باشن، فقط چون تو باهاشون خوب بودی؟» راستش! دنیا با ریاضیات کار میکنه، اما نه همیشه، قشنگ من!