در فراسوی روزهای دلتنگی و هراس،
با چاشنی پر ملات نومیدی،
در میان جدال بی رحمانه خشم ،هیاهو و نفرت
در انتظار فصلی سرد،بی تاب تر از هرگاه،
به انتظار تلالو مهتابی شب،
غروب سرخ فام را به تماشا مینشینم،
به هوای اینکه کوک کنم ساز امیدواریِ دخترکی چشم دوخته به فرداها را...
۹مهر ۱۴۰۰
ساعت به وقت صفر :)
#پری_نوشت🩵
با چاشنی پر ملات نومیدی،
در میان جدال بی رحمانه خشم ،هیاهو و نفرت
در انتظار فصلی سرد،بی تاب تر از هرگاه،
به انتظار تلالو مهتابی شب،
غروب سرخ فام را به تماشا مینشینم،
به هوای اینکه کوک کنم ساز امیدواریِ دخترکی چشم دوخته به فرداها را...
۹مهر ۱۴۰۰
ساعت به وقت صفر :)
#پری_نوشت🩵