Petrichor


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


و‌ جهان‌ پر‌ از‌ رفتن‌های‌ نا‌گهانیست؛
همانند‌ پر‌ پر‌ شدن‌ قاصدک‌ها.
💙
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5054370672. . .

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


اجبار به دور ماندن و
وانمود به بیگانه بودن عذابی بیش نبود؛


Forward from: {‎﮼مَلْعُونْ}
دلم مزرعه‌ی گندم به وقت برداشت
که آتش گرفته باشد
چه بگویم به بادی که می‌وزد؟!


Forward from: '𝐏𝐚𝐫𝐚𝐝𝐨𝐱'
در این آشفتگی
فقط برای یک چیز تلاش میکنم
گذراندن زمان


راهش را رفت، گویا جلوه ‌می‌داد که پشت سرش چیزی نبوده
ساقه‌ی روح او رو به شکستن بود،
آسمان در حال تماشای آنان می‌گفت امیدوار است زمانی پشت سرش را نگاه نکند که دیر شده باشد...


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
Let him/her think...


اومدی آفتابی کَردی
تنِ سَرد غروبو؛


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


او گذرا و خواب شیرینِ کوتاهی بود،
و با تمام اینها بی پایان...


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


Forward from: _زِد
ولی نگاه تنهایِ من و ماه، هم رو میشناسن.






هر شمع را به یاد تو روشن کردم و از پنجره بیرون را نِگَریستم به امید برگشتَنَت
هر گلی را که چیدم در کنجی خشک شد به امید بوی برگشتنت.
چای هنوز داغ مانده
به امید دقایقی برای دیدارمان...


حرف ناگفته زیاد است،
اگر بخواهم بگویم آنقدر دوری که نمی‌شنوی، اگر بخواهم نامه بدهم راهی که مقصدش باشی ندارم.


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


Forward from: '𝐏𝐚𝐫𝐚𝐝𝐨𝐱'
و گریستم
به یاد تمام رویاهایی
که تا میخواستیم نوازششان کنیم
پژمردند


من هر خاطره از تورا که دار زدم
شکوفه شد و این خاطره ها بی انتهاست، با شکوفه هایت روزی جنگلی به نامت بر پا خواهم کرد...
از نویسنده‌اطلاع‌ندارم


در انتهای مقصد به او میرسید، به مقصدی که نیست و زیر نوری شادی میکرد که ابر جلویش را گرفته، به قابی خیره میشد که تصویرش نیست و در خیابانی با او قدم میزد که ویران شده.




عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه می دانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه می دانی؟

20 last posts shown.

47

subscribers
Channel statistics