-خمره‌هایِ‌قافیه✒️؛


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified



Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Forward from: 𝗔𝗶𝗺é𝗲
فور کنید تا ازتون 3 پست فور کنم💙🩵
تا کلی ویو جذب بگیرییی🦋🫂


Forward from: S A T U R N 💸
فورکن؛اسپانسر جوین باش 60 ممبر بیارم چنلت🤍.


Forward from: به‌جِسم‌مُرده‌ِا‌َم‌‌فِکر‌میکنَم.
فور کنید 70 ممبر براتون بیارم🧃🔥.
اسپانسر و اینجا جوین ‌نباشی‌ نمیزارمت-


-


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


کیک شکلاتی+بستنی=بهشت


چشم وا کردم و دیدم که خدایم تو شدی
دفتر پر غزل خاطره هایم تو شدی
در سرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم تو شدی
درد من دوری از توست بغل وا کن عشق!
تا بگویم به همه قرص و دوایم تو شدی
دورم از دین خود و قبله ی من گم شده و
معبد و قبله ی من، ذکر دعایم تو شدی
دور این میز که از خاطره هایت می گفت
باز هم بانی یخ کردن چایم تو شدی.
خانه مسکوت... غزل مرده و من بی تابم
علت زلزله در زنگ صدایم تو شدی










موزیکای لری ی لول دیگس🫠




پرنده‌ی مهاجر .
" لانا دل ری "
𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌




تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری
سر خود آینه را غرق تماشا ببری
مرده شور من ِ عاشق که تو را میخاهم
گور بابای دلی را که به اغوا ببری
چه کسی داد اجازه که کنی مجنونم؟
به چه حقی مثلن شهرت لیلا ببری؟
به من اصلن چه که مهتابی و موی تو بلند
چه کسی گفته مرا تا شب یلدا ببری؟
بخورد توی سرم پیک سلامت بادت
آه از دست شرابی که تو بالا ببری
زهر مار و عسل، از روی لبم لب بردار
بیخودی بوسه به کندوی عسلها ببری
کبک کوهی خرامان! سر جایت بتمرگ
هی نخاه اینهمه صیاد به صحرا ببری
آخرین بار ِ تو باشد که میایی در خاب
بعد از این پلک نبندم که به رویا ببری
لعنتی! عمر مگر از سر راه آوردم
که همه وعده ی امروز به فردا ببری
این غزل مال تو، بردار و از اینجا گم شو
به درک با خودت آن را نبری یا ببری


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


شده آیا با بغض بزنی پرسه در این دشت در‌اندشت؟
بروی، هی بروی، هی بروی در خودت و
هیچ کسی، هیچ نفهمد؟
شده در اوج جوانی با همین چهره‌ی شاد،
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
میشود با همه‌ی ریشه و رگ‌های تنت،
سال‌ها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آیا وسط سجده‌‌ی خود ناله کنی
و خدا هیچ جوابی به دعایت ندهد؟
شده آیا گله از جان به خدایت بکنی
و فقط هی نشود، هی نشود، هی نشود؟
شده آیا ته یک شعر ترک برداری؟
شده آیا به تماشای خودت بنشینی؟
دست برداری از این قصه‌ی خود کم‌بینی؟
شده از قیلِ من و قالِ دلت جار زنی؟
چنگ بر خود بکشی جای سخن زار زنی؟
شده از اشک نگاهت تو خساست بینی؟
شعر را خاک و در اندوه غزل بنشینی؟
شده آیا که تو با سایه‌ی خود قهر کنی؟
او شکر بر لبش و کام خودت زهر کنی؟
شده در کوچه به یک خاطره برخورد کنی؟
رو بگیری زخودت اخم برآوُرد کنی؟
شده امروز به خود وعده‌ی دیروز دهی؟
سر دل شیره بمالی، قول نوروز دهی؟
شده شاهی کنی و باز گدایش باشی؟
او صدایت نزند، باز صدایش باشی؟
شده از کار خداوند تو حیران گردی؟
نوبت خنده‌ی تو باشد و گریان گردی؟
نشده! میشود اما، که شاید و اگر،
این جهان نیست بجز چرخه‌ی اما و مگر.
این جهان را به تو بسپردم و دیدی که نشد،
شک نکن میشود این ناشده هایی که بشد.


ای ذکر تسبیح ملک
در حلقه ی ذنار من...



20 last posts shown.

51

subscribers
Channel statistics