MR. A.N.


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


[ مکانی برای ترشحات مغز مریض وی. ]

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


My favourites.


Forward from: ′✿𝔈𝔩𝔶𝔰𝔦𝔲𝔪✿′
چای‌ نوشیدن. کتاب را گشودن. خواندن. به کلمه‌ای فکر کردن. چشم‌ها را بستن. در کتاب بودن. در کتاب ماندن. صبح می‌تواند این‌طور شروع شود؛ و شب به پایان برسد.


می‌تونستی قلبم باشی که تا ابد توی قفسه سینه‌ام در امانه، ولی خنجری شدی که به همون قلب فرو رفت.




من اینطوری‌ام که مثل احمقا دلم می‌خواد بهش پیام بدم ولی چون حس می‌کنم مزاحمم هرگز اینکارو نمیکنم.




تو عزیزی، ارزشمندی، و برای من مهمی.
گاهی احمقانه رفتار می‌کنم و فکر می‌کنی مهم نیستی، اما حقیقت اینجاست که تو، تنها فرد روی کره‌ی‌ زمینی که نمی‌خوام از دستش بدم.




And tell me...
Where does our end end, except death?






و وقتی تمام تنم گریه میکرد، کسی توی چشم‌هام اشکی ندید.


حقیقتِ زندگی؟ تلخ و زهرماره و تو باید درحالی که داری از غم میمیری بخندی و بگی "همه چیز عالیه"






بهش که فکر می‌کنم می‌فهمم من هیچوقت نزدیکِ تو نبودم.




درد و غم را آنجایی احساس کردم که عاجزانه نسبتم را با تو پرسیدم. و تو گفتی: «می‌خواهم نگَهَت دارم اما دلیلی پیدا نمی‌کنم.»
و آن‌جا، همه چیز تمام شد و تنها نورِ در تاریکی‌ام رفت.


امان از افکاری که در اطراف تو بچرخد.


خودم را تا حدِ بی‌عاطفگی محض از همه کنار کشیده‌ام. همه را با خود دشمن کرده‌ام، با هیچ‌کس حرف نمی‌زنم. مردی با چشمانِ سیاه‌ و بی‌ترحم که انبوهی کتِ کهنه بر دوش دارد.

“ کافکا. “

20 last posts shown.

100

subscribers
Channel statistics