.. ᴀꜱᴄᴇʟʟᴀ𓂃❨
هیچکس نمیدانست چرا سونگهون هر شب، دقیقاً در یک ساعت مشخص، بالکن کوچک اتاقش را ترک نمیکرد.ɢᴇɴʀᴇ :ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ ᴅʀᴀᴍᴀ
هیچکس نمیدانست چرا تمام پژوهشهایش در دانشکدهی نجوم، از میان هزاران سیاره و صورت فلکی، همیشه به یک نقطهی خاص ختم میشد.
نه دوستانش، نه استادانش، و نه حتی خودش بهدرستی نمیدانستند چرا نام آن نقطه، بیآنکه در هیچ اطلس آسمانی ثبت شده باشد، در ذهنش "آسسلا" بود.
ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ꜱᴜɴꜱᴜɴ
#fiction · · ✦
#sunsun · · ✦