دوست داشتن... حس عجیبیست، حسی که تو برایم به وجود آوردی، حسی که فقط با تو فهمیدم..
شاید تو مفهوم کلمه دوست داشتنی.. نمیدانم اما بیا به قلب زخمیام گوش بسپاریم؛ که این تکه ماهیچهای که در دهان دارم چیزی جز دروغِ "من دیگر دوستت ندارم" برای گفتن ندارد.
به قلبم گوش میدهی ماه من؟!
قلبم میگوید،
من خورشیدت بودم و تو ماهم..
من احساس بودم و تو منطق..
من وابسته تو بودم و تو، به خلوت تنهاییات وابسته بودی..
من با تو بودم و تو...تو قلبت با که بود؟!
نمیخواهم مثل شب های گذشته ای که بی تو صبح کردم خود را غمگین کنم، میخواهم تصور کنم، خیال کنم که قلبت با من بود.
تضادم کافیست! بس است شنیدن..حالا که شنیدی مرهمی برای این قلب خستهام میشوی؟!
برای تویی که ماهم بودی، ماهِ شبِ چشمان بارانیام!
شاید تو مفهوم کلمه دوست داشتنی.. نمیدانم اما بیا به قلب زخمیام گوش بسپاریم؛ که این تکه ماهیچهای که در دهان دارم چیزی جز دروغِ "من دیگر دوستت ندارم" برای گفتن ندارد.
به قلبم گوش میدهی ماه من؟!
قلبم میگوید،
من خورشیدت بودم و تو ماهم..
من احساس بودم و تو منطق..
من وابسته تو بودم و تو، به خلوت تنهاییات وابسته بودی..
من با تو بودم و تو...تو قلبت با که بود؟!
نمیخواهم مثل شب های گذشته ای که بی تو صبح کردم خود را غمگین کنم، میخواهم تصور کنم، خیال کنم که قلبت با من بود.
تضادم کافیست! بس است شنیدن..حالا که شنیدی مرهمی برای این قلب خستهام میشوی؟!
برای تویی که ماهم بودی، ماهِ شبِ چشمان بارانیام!