خاک‌خورده~


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


کلماتی که به دل رسید اما به زبان،هرگز...

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1153632572

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter




کاش یه جلسه ویژه با قلب و معده ام بزارم
و به اطلاعشون برسونم که واقعا راضی به زحمتشون نیستم که توی تمام مسائل دخالت کنن...


Forward from: Pink?
این تکسو فور کن اسپانسر جوین باش فولدر بزارمت☃️
شات اسپانسر+تگت بده بات

@Itbfewbot


The sky will not leave you alone...☁️✨


حمایت هاتونو ببینم براش؟ :)


میگفت
چرا چیزی نمیگی،چرا چیزایی که اذیتت میکنه به زبون نمیاری؟
نمیدونست
خیلی چیزا هست که
نمیشه به زبون اورد
نمیشه راجبش حرف زد
نمیشه جارش زد
بدتر اذیت میشی ،بدتر خسته میشی،
نمیدونست
باید از چشم ها بفهمه
چون خوب نگاه نمیکرد
اگه خوب نگاه میکرد
میدید!
همین فقط کافیه خوب نگاه کنی،خیلی وقتا فقط دنبال جزئیات می گردی غافل از کلیاتی که دارن جزء به جزء وجود من رو برات فریاد میزنن ماهک من...

~نونا


-باید هم رو ببینیم، خیلی چیز ها هست که باید ببوسمت...


بمونید کنارم با نگاه های قشنگتون🫠🌱🌈


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


خوش اومدین پروانه های سرخم🥹✨


Forward from: smooth🎀
'https://t.me/addlist/2xrXulOJ9N41MmQ0' rel='nofollow'>با کمک این چنلا تو یه روز +100 ممبر میگیری 💕.


Forward from: smooth🎀
'https://t.me/addlist/2xrXulOJ9N41MmQ0' rel='nofollow'>اگه توام میخوای جنس مخالفتو به خودت جذب کنی ، این چنلا برا توعه 🌬.


Forward from: 𝗔𝗶𝗺é𝗲
فور کن تا ازت۴ پست فور کنم❄️🩵
تا کلی ویو جذب بگیری مهربون ☃️🥶


Forward from: ㅤㅤㅤ𝖢𝗁𝛊ᜒ𝗄ɑᩅᩛᥱㅤㅤㅤ
فور کنید یه جمله از یک کتاب رو تقدیمتون کنم . هر کتابی میتونه باشه .
be join

limit : 520


او گم شده بود اما امیدوار؟نه.

:))


Forward from: ㅤㅤㅤ𝖢𝗁𝛊ᜒ𝗄ɑᩅᩛᥱㅤㅤㅤ
در مه عمیقی قدم میزد، در انتظار خودِ واقعیش.
گیج و گمراه بود، کسی را نمیدید بویی را حس نمیکرد و صدایی جز تپش قلبش را نمیشنید، همه جا تاریک و تار بود.. درست مانند قلب او که تار عنکبوت دورش حلقه زده بود، میخواست برای نجاتش فریاد بزند اما حتی انرژیِ باز کردن لب هایش از هم را نداشت، افکارش مانند طوفانی درون مغزش به وزش در آمده و شروع به عذاب دادنِ او میکردند، او گم شده بود اما امیدوار؟ نه.
او امیدوار نبود، او تنها امید زندگی اش را باخته بود.. اما برای چه قدم میزد؟ دنبالِ چه چیزی بود؟ مالودیِ قلبش به چه چیزی اشاره داشت؟
بی هدف و نا امید قدم هایش را بر روی زمینی که حتی نمیدیدش میگذاشت و بی حس به دور دستی که با ماه پوشانده شده بود خیره بود.
لرزش دستانش، سست شدن پاهایش، حلقه زدن اشک هایش، تند شدن تپش قلبش.. این ها نشانه‌ی چه بود؟! او خیلی وقت بود تمامیِ این احساسات کوچک را از دست داده بود..
حس میکرد به نوری نزدیک میشود، به نوری بیکران و درخشنده، نوری از امید نوری از عشق.. هیجان زده بود و با چشم های درشت به سمت مکانی که قلبش به او دستور میداد قدم برمیداشت، جسم فرشته ای رو به رویش بود.. فرشته ای بدونِ بال که از خود نور میدهد مانند ماه، احساسات را زنده میکند مانند موسیقی، قلب را به تپش می اندازد مانند گرمایِ نفس بعد از بوسه.. این چه حسی بود؟
گیج به آن فرد خیره بود و نزدیکتر میشد.. چهره ای آشنا اما غریب.. چهره ای که انگار هزاران سال عاشقِ او بود اما حتی خودش باخبر نبود.. آن جسم، شروع دوباره‌ی آن فرد بود! ..


خوش اومدین پروانه های سرخ✨🍷


منم همینطور،پیشی جون
منم همینطور...


Forward from: 𝗦𝗛𝗜𝗡𝗜𝗚𝗔𝗠𝗜
🔤
اگه میخواید چنلتون حمایت بشه این پیام رو فور کنید، چنل‌هاتو رو طبق محتوا تبلیغ کنم و بذارمتون فولدر، با کمک خودتون +50 جذب داره🐰

حتما اینجا جوین باش پروانه🌟


Video is unavailable for watching
Show in Telegram

20 last posts shown.

92

subscribers
Channel statistics