Notebook


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


idk, I will share my feelings here... http://t.me/safeCht_bot?start=sC3SoO

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


#موقت ؟


متوجهید چی کار کردین؟ متوجهید با پسربچه‌ای که آرزوی زندگی در تهران، پیشرفت، دانشگاه رو داشت کاری کردید که دیگه هیچی براش مهم نیست؟ متوجهید که تک تک آرزوهام رو برباد رفته می‌دونم؟ متوجهید سقف رؤیاهای من شده سقف اتاقم و دیگه نمی‌تونم به خونه خریدن، ازدواج، زندگی مشترک با کسی که دوستش دارم، فکر کنم؟ متوجهید به جایی رسوندین منو که به آدمی که دوستش دارم نزدیک نشم که علاقه، وابستگی و صمیمیت شکل نگیره چون نمی‌تونم خوشبختش کنم؟ متوجهید که به من 18 ساله چقدر بدهکارید؟ متوجهید کاری کردید که منی که پول براش اهمیت نداره هم مسئلهٔ اول زندگیم بشه پول؟ واقعاً چیزای به این سادگی رو نمی‌فهمی حرومزاده که اینجوری داری با من و آینده من بازی می‌کنی و همه چیز برات مسخره‌ست و جشن می‌گیری؟ متوجهی غم دارم؟ تا حالا واژهٔ انسانیت به گوشت خورده؟ جوانمردی به گوشت خورده؟ کشتی گرفتن با یه دست به خاطر حریف رو شنیدی؟ شنیدی و با اسلحه به آدمی که هیچی نداره شلیک می‌کنی؟ واقعاً روت میشه بچت بزرگ شد اخبار این روزا رو ببینه؟ واقعاً جرئتشو داری این پیام منو نشون بچهٔ هجده سالت بدی یه روزی؟
تویی که می‌شینی شنود می‌کنی، به نظرت اینا حرفای خودتم نیست؟ یعنی تو قبول نداری وضعیتمون خوب نیست؟


و من بی جان
و چند نادان
به فکر نان
در این بحران
جوانان، نام جاویدان
کماکان بسته‌اند پیمان
که آزادی نباد میدان
که دورش نزنند، آسان


Forward from: « نوای فاخته »
وطن ویران
و تن داغان
و قلب نالان
و فکر حیران ،
چه کنم با این
نابود انسان ...

« فاخته »


آهای آدم‌ها که در ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان


گناهش پای اینا پای اونا پای مردم
حتی پای مامان بابام با اینکه
مدیون خونه‌س جثه و رشد این آدم
اما کاش به حرف خونواده گوش نمیدادم
از بچگی یه چیزایی مونده تو یادم
کشتنم با عقاید خشک این عالم
طفلیا خودشونم آسیب دیده بودنو لوش نمیدادن
حالا منی که فحش نمیدادم
با همه تو نزاعم
پدر کشتگی دارم


Forward from: SOEL CHIGINI
AAQ | عاق

📝Lyrics:

این سری پایینه قند خونه
گفتم به آرزو کم بخونه
آخه فهمی که نمیخواد کم بدونه
اینجا دستش میرسه کم به نونه
حالا کی قهرمونه؟ کی پهلوونه؟
منم دارم از اون لهجه‌های بچگونه
اما غلام قولامم مرد خونه
نه این قُل و حلقه‌های تو قهوه‌خونه

شاید تقصیر نردبونه
نمیشه گفت هرکی بالائه چرب زبونه
شاید تقصیر چنگمونه
که به هرجایی میزنیم جنگمونه
شاید... شایدم واقعا شأنمونه
که این همه پروانه شمع یه دونه
شاید کارمای جدمونه
یا شایدم نه اصلا حقمونه
برات بیارم چند نمونه؟

مگه میشه اینهمه دویید نرسید؟
به ته رسید این سررسید
بیا پایین از خر شیطون
بیا خودم برات میگیرم یه جعبه سیب اصلا

تو این مملکت یهویی
هرکی بیاد میگاد دهنتو به نوعی
مگه مهمه که میدوئی یا ولویی؟
وقتی که نمیدونی باس بخوری چه گهی
یه آدم عادیمو دو روزه زندگیم
رفتمم نذارین سنگ روی مزارم
به من چه توده و حزب، اصلاح و اصول
د کسکشا مگه من سیاستمدارم؟

تو این وضعیت غم پیشه
وقتی اندیشه رو کندین از ریشه
وقتی دست به طلا میزنی سنگ میشه
مگه صفرارو برداریم حل میشه!
هر بار دلمو به دریا زدم
یه کاری کردین که الان یه دریا زده‌م
انگار هیچ چیزی کارساز نیست
حتی دعای خیر پدر مادرم

تف تو این خاورمیانه
که از ایران ساخت یه مادر دیوانه
شدم با همه چی بیگانه
دردودلا تو حافظه‌م دیوانه
بنویسمش که قضیه‌س دستبند
ننویسمم میکنه اذیت دستم
میگه حرفات منطقی نی
منطق چه کسشریه تو این وضعیت اصلا؟

بی وجود
وقتی قلمم این دردو می‌سرود
میدونست این حرفا حرفای توام هست
پس نیازی نیست به شنود

من داره جوونیم میره
جا اینکه جاشو آب و جارو کنم
نشستم موهاشو پارو کنم
حالم خوش نیست نذارین پارو دمم
چشمام میرن له و لوردم
چشمام میان توی نبردم
این وسطم جوونیم رفت
پی‌اش کجا بگردم؟

میزون نیستم حروم زاده
کدوم خدایی شاخ به توی چموش داده؟
بعد مرگم بگین میزد مرحوم باده
یه آب خوش پایین نرفت از گلوش ساده ولی
نساختیم توی سایه ها لونه
که هر مادر داغداری دایه‌هامونه
من که توی کوفه جیگرم سوخت
فرق ما تو خایه‌هامونه

انگار وسط حموم فینم
بد دهنیمم میاد از رو کینه‌م
من دارم گاییده میشم
توقع داری چی بگم‌؟ اندوهگینم؟!
این حرفا نمیکنن خالیم که
از جوونی چیزی نشد حالیم که
گناهش پای اینا، پای اونا، پای مردم حتی پای مامان بابام با اینکه
مدیون خونه‌س جثه و رشد این آدم
اما کاش به حرف خونواده گوش نمیدادم
از بچگی یه چیزایی مونده تو یادم
کشتنم با عقاید خشک این عالم
طفلیا خودشونم آسیب دیده بودنو لوش نمیدادن
حالا منی که فحش نمیدادم
با همه تو نزاعم
پدر کشتگی دارم

مردم دنیا همو دوست دارن
تمام




کاش می‌شد مرد، بدون اینکه مامان ناراحت بشه!


گیرم پدر تو بود فاضل
از فضل پدر تو را چه حاصل؟
-پروین اعتصامی


تاریخ، تکرار میشه بنظرم...


درواقع این داستانیه که هر کسی می‌دونه


با دستگیر کردن ناپلئون!


شاید بگید چجوری


ولی باید بگم که اون مجموعه مراحل تموم میشن و ما، اون شهر رو از اعتراض مردم و تاریکی و ناراحتی اون پسر بچه، تبدیلش می‌کنیم به جشن


چه اتفاقی میوفته که توی یه مجموعه از مراحل انحرافی بازی Assassin's Creed unity یه پسر بچهٔ آزادی خواه از شخصیت ما کمک می‌گیره تا به اون فرانسه آرمانی خودش برسه رو من نمی‌دونم


حالا میریم سراغ روایت یه بازی


تا اینجای روایت ما به تبعیض کار داشتیم، اینکه یه سریا از فضل پدر نون خوردن


ناپلئون چی کار می‌کنه؟
ناپلئون با همون سپاه کاخ مرکزی رو محاصره می‌کنه، به نیروهاش میگه همینجا می‌مونید، من برمی‌گردم...
می‌ره داخل، تبدیل به شاه میشه و برمی‌گرده


توی ارتش فرانسه رشادت‌های زیادی از خودش نشون میده و به خاطر همین بهش یه سپاه می‌دن

20 last posts shown.

24

subscribers
Channel statistics