قـ‌طره هایـ بارونـ


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


برای عشقت صبر میکنم،بارون من
صندوق نامه: @abanot_bot

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Forward from: ㅤㅤ𝐒𝐨𝐧𝐝𝐞𝐫ㅤㅤ
ㅤㅤㅤㅤ🥃🌿ㅤㅤㅤ𝗖𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗂 𝗌𝗁𝗂𝗇𝖾 𝘀𝗼 ㅤ
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝖻𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖽𝗒𝗇𝖺𝗆𝗂𝗍𝖾 𝗴𝗼𝗹𝗱ㅤㅤ .


چه هیهون خوشگلیه😭


Forward from: ENᵖᵃʳᵗʸ
سرزمین هارامون – غروبی در آستانه سقوط

باد داغ، خاکستر سوخته‌ی درختان را در هوا می‌چرخاند. آسمان، به رنگ سربی درآمده بود و شعله‌های آتش از دوردست‌ها به چشم می‌آمدند؛ مثل پنجه‌هایی شعله‌ور که حریصانه به سمت آسمان کشیده می‌شدند.

در قلب قصر، جایی که دیوارهای سنگی به سردیِ سکوت شب بودند، امپراتور هیسونگ آو دایموند با گام‌های سنگین در تالار قدم می‌زد. ردای سلطنتی‌اش، با نخ‌های نقره‌ای دوخته شده بود و تاجی از یاقوت بر سر داشت، اما چشمانش… چشمانش پر از اندوه مردی بود که سرزمینش را در حال فروپاشی می‌دید.

وزیر اعظم با صدایی لرزان گفت:
— “عالی‌جناب… زمان در حال از دست رفتن است. اگر امروز دست به کار نشوید، فردا حتی قصر هم در امان نخواهد بود.”

هیسونگ دایموند با نگاهی جدی به او خیره شد:
— “و می‌خواهید چه کنم؟ با دستان خود این آتش را خاموش سازم؟”

وزیر با اکراه سر خم کرد. صدایش چون زمزمه‌ای در باد بود:
— “شاید زمان آن رسیده باشد که… به سراغ جادوگر بروید.”

سکوتی سنگین بر فضا حاکم شد. حتی شعله‌های مشعل‌ها در دیوار نیز گویا لحظه‌ای درنگ کردند. نام هاندره همچون سایه‌ای از گذشته بر ذهن امپراتور افتاد.

— “او… هرگز وفادار نبود.”

— “اما قدرتمند بود، عالی‌جناب. و این قدرت اکنون تنها چیزی است که ما داریم.”

بازگشت سایه‌ها

در شبِ تار، امپراتور درون حیاطی متروکه ایستاده بود، جایی که ستارگان جرات تابیدن نداشتند. ناگهان، از دل تاریکی، مردی پدیدار شد. ردایی سیاه و براق به تن داشت که همچون تارهای شب به بدنش چسبیده بود. چشمان سرد و بی‌احساسش حتی نوری برای انعکاس نداشتند. هاندره سونگهون، جادوگر بی‌وفای هارامون، بازگشته بود.

هیسونگ آرام اما با لرزشی در صدا گفت:
— “سال‌هاست که از تو خبری نیست، هاندره.”

هاندره بدون هیچ احساسی پاسخ داد:
— “اگر به من نیاز نداشتی، هرگز مرا فرانمی‌خواندی؟”

نفسِ هیسونگ دایموند بند آمد. دیدن او، حتی با آن سردی و بی‌تفاوتی، چیزی در عمق قلبش را به لرزه انداخت—زخمی قدیمی که هرگز التیام نیافته بود.

— “سرزمینم در حال سوختن است. مردمم در سایه‌ی نابودی ایستاده‌اند. فقط تو… تنها تو می‌توانی این آتش را متوقف کنی.”

چشم‌های سرد هاندره لحظه‌ای به لرزش افتادند؛ شاید فقط یک ثانیه کوتاه، اما برای هیسونگ کافی بود.

— “و اگر بهای این قدرت چیزی باشد که نتوانی بپردازی، امپراتور؟”

هیسونگ جلوتر آمد، فاصله‌ای که زمان و خیانت‌ها میانشان کشیده بودند، شکسته شد:
— “اگر قیمت آن قلب من است… تو از مدتی پیش آن را گرفته‌ای.”

برای اولین بار، سایه‌ای از تردید در چشمان هاندره دیده شد. اما صدایش هنوز همان سردی یخ‌های هزار ساله را داشت:
— “احساسات… ضعیف می‌کنند، هیسونگ.”

امپراتور با صدایی آرام اما محکم گفت:
— “پس چرا هنوز نگاهت از من نمی‌گریزد؟”

لحظه‌ای سکوت، و باد بار دیگر شروع به وزیدن کرد. این بار، نه با بوی خاکستر، بلکه با عطری از گذشته‌های فراموش‌شده.

هاندره چرخید، پشتش را به هیسونگ کرد، اما صدایش هنوز نزدیک بود:
— “اگر می‌خواهم این سرزمین را نجات دهم، برای تو نیست. برای عهدی است که روزی… به خودم دادم.”

و با آن کلمات، تاریکی اطراف آن‌ها را بلعید—اما برای اولین بار، کورسویی از امید در دل هیسونگ دایموند روشن شد.




🤏🏼


جوجو جوجو😭🤏🏼🤏🏼🤏🏼🤏🏼


Forward from: سـ‌کوت شب
مردم کهههه ✨✨✨


Forward from: سـ‌کوت شب
وااای چه خوشگلهههه 😭😭😭


Forward from: Mini
چنل‌های کی‌پاپ (با هر موضوعی) ؛
این پیام رو فور کنید توی فولدر قرارتون بدم و جذب بگیرید. (اول شرایط رو بخونید بعد فور کنید)
اینجا و چنل اسپانسر جوین باشید.

آیدیتون رو زیر همین پیام منشن کنید تا جوین بودنتون چک بشه.

تا وقتی که نگفتم این پیام رو از تو چنلتون پاک نکنید.




بوی عطر گلهای بابونه.. کل خونه رو پر کرده بود
کلبه سبز کوچولویی که دوتا پسر، توی اون زندگی میکردن
هر روز میو‌میوی گربشون اونها رو بیدار میکرد و با صدای موزیک دلنشین توی بغل هم، به خواب میرفتن

اونها زیباترین نوع عشق بودن؛کتابی که ده هزاران راز در اون پنهان شده
کتاب عشق.






در میــان اینـ هـمه غــوغا و شـر
عشـق یـعنیـ کاهشـ رنجـ درد بشـر




صورتـش به زیبایـی خورشیـد بود
وقتی به او نگاه میکرد، ساعتها غرق در خورشید چشمانش میشـد؛مثـل گل های افتابگردانـ زرد و زیبا بود

Feb22



17 last posts shown.

84

subscribers
Channel statistics