темень


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


  ─ ✭ Welcome
@ryusbio

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter




pov : you don't have an art style






Forward from: 𝑲𝒂𝒓𝒂𝒐𝒌𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕𝒔 | ناول ایران
کانال های آرت زیر 500 ممبر میتونن این آرت + این پیامو فوروارد کنن و یکی از آرت هاشونو مشخص کنن تا بذاریم اینجا🤔
💮ظرفیت: 15 کانال


Forward from: 𝑲𝒂𝒓𝒂𝒐𝒌𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕𝒔 | ناول ایران
"𝚂𝚑𝚘𝚞𝚕𝚍 𝚆𝚎 𝙷𝚊𝚗𝚐 𝚘𝚞𝚝 𝙼𝚘𝚛𝚎? ◉⁠‿⁠◉"
🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠
       ‌🔠🔠🔠🔠


همینطوری
کاغذ هم ترکید






#oc #bsd #eliza


الیزابت شعری درباره امید می‌خواند و پو با The Riven(اشعار کلاغ مشهور ادگار آلن پو) اونو با ترس و نا امیدی در ذهنش فرو میبره.

#bio #oc #Eliza


oc from Bungo Stary Dogs

اسم : Elizabeth Barrett Browning (Eliza)
سن : دوران حضور در انجمن : 16 تا 19
حال : 22
قد : 169
وزن : 50
موهبت : Sonnets from the Portuguese
سازمان(سابق): انجمن(درحال حاضر مستقل کار می‌کنه)
کشور : انگلستان
Mbti : infj

علایق : داستان ها ، شعر ها، دفترچه اشعار و شال قدیمی مادرش.
تنفرات : افسردگی، انسان های نا امید، کلاغ ها(به دلیل بامزه ای)

ظاهر و شخصیت :

توصیف ظاهری — الیزابت برت براونینگ (Eliza)

دختری با پوستی روشن و نگاهی عمیق که گویی در آن هزار شعرِ نگفته نهفته است. موهای تیره‌اش همچون جوهرِ تازه روی کاغذ، نرم و مواج بر گونه‌اش ریخته و بخشی از صورتش را پنهان کرده‌ است. چشمانش به رنگ آبی‌ تیره‌اند آرام اما پُر از حرف، مثل غزلی نیمه‌کاره.
شال بلند و تیره‌ای بر گردن دارد که به‌جای تزئین، بیشتر نماد یک گذشته‌ی سنگین و پررمز و راز است. لباس‌هایش ساده اما شیک‌اند، با حال و هوای کلاسیک و هنرمندانه‌ای که بوی کتابخانه‌های قدیمی می‌دهد.
تیپ شخصیتی:
ساکت، مودب، با لبخندی محو. به‌ندرت احساساتش رو نشون می‌ده، اما اگر کسی به‌قدر کافی نزدیک بشه، متوجه مهربونی عمیقش می‌شه.
گاهی شب‌ها تنها شعر می‌خونه، نه برای دیگران، بلکه برای یاد کسی که از دست داده.
درگیری درونی:

قدرتش بیشتر از اینکه برای جنگ باشه، برای نجات دیگرانه. ولی گاهی از خودش می‌پرسه:
«اگه من فقط با درد دیگران می‌تونم مفید باشم، پس من واقعاً کی‌ام؟»

نمونه دیالوگ (در حال فعال کردن قدرت):

با هر کلمه، تو رو از دردت آزاد می‌کنم... حتی اگه خودم توش غرق شم.»

«با سکوتش شعر می‌نویسد، با نگاهش حقیقت را می‌خواند، و با صدایش ذهن‌ها را دگرگون می‌سازد.»

عضو مرموزی سابق انجمن که قدرتش در واژه‌ها نهفته است. او به‌ندرت می‌جنگد — اما اگر مجبور شود، تنها یک بیت کافی‌ست تا جبهه‌ی دشمن را در هم بشکند.

شعرها درون او ذخیره‌ان، گویی روح یک شاعر در او زنده‌ست. وقتی شعرها فعال می‌شن، صدای او به شکلی طنین‌دار و آرام‌بخش در فضا پخش می‌شه — مثل زمزمه‌ای از اعماق قلب.

موهبت :

- غزل های از پرتقال :
برگرفته از اسم اثر نویسنده ای به همان اسم که شاعر انگلیسی قرن نوزدهم بود.
نویسنده واقعی شعرهاش درباره عشق، آزادی، و مسائل انسانی بود.

توضیحات

الیزابت با خواندن اشعار چه شعر کلاسیک و چه سروده‌های خودش می‌تواند احساسات افکار یا خاطرات دیگران را تحت تاثیر قرار دهد هر شعری که می‌خواند بسته به مفهوم و بار احساسی آن تاثیر خود را می‌گذارد.

نمونه :
شعر عاشقانه:
باعث آرامش همدلی یا حتی اعث می‌شود دشمن را از حمله باز دارد

۲ شعر غمگین : موجب گیجی ناراحتی شدید یا حتی فروپاشی روانی موقت می‌شود

۳ شعر خشم آلود : خشم و جسارت را در دوستانش افزایش می‌دهد و قدرت جنگی آنها را بیشتر می‌کند.

۴ شعر مرتبط با خاطرات: می‌تواند خاطرات خاصی را تار کند دستکاری کند یا احساسات مربوط به آنها را تغییر دهد.
محدودیت ها:
باید شعر را با صدای بلند بخواند اگر حین خواندن قطع شود اثر خنثی می‌شود

در هر لحظه فقط یک نوع اثر  احساسی می‌تواند فعال باشد یعنی نمی‌تواند همزمان چند شعر را با احساسات مختلف بخواند.

استفاده بیش از حد توانایی باعث می‌شود خودش هم دچار همان احساسات شود یعنی اگر غم زیاد منتقل کند خودش هم دچار غم واقعی خواهد شد.

اگر شعر پایان نیابد یا به دلایلی قطع شود تاثیر قدرت نیمه کاره می‌ماند.

قدرت وابسته به احساسات درونیه اگر خودش دچار شک خشم یا بی‌احساسی شود قدرتش از کنترل خارج می‌شود ا اینکه تضعیف می‌شود
- روابط با سایر کارکتر ها
نوع رابطه: همکاران قدیمی - جدایی تلخ
پیش زمینه : الیزابت و ادگار آلن پو قبلاً با هم در انجمن کار می‌کردند.
هر دو به ادبیات رمز و راز و ذهن انسان علاقه داشتند اما با گذر زمان اختلاف دیدگاهشون در مورد نقش احساسات باعث جداییشون شد.
ادگار بیشتر منطقی افسرده و وسواس بود اما الیزابت معتقد بود احساسات کلید تغییر دنیاست.
حال :
وقتی در میدان نبرد یا ماموریت به هم می‌رسن بینشون کشش عاطفی پیچیده است نه کاملاً دشمن و نه کاملاً متحد. الیزابت گاهی از اشعار گذشته برای ادگار میخونه و ادگار وانمود می‌کنه که بی‌ تاثیر اما واقعیت فرق داره.

جزییات بیشتر با مثال.

نمیشه گفت در گذشته کاملاً با هم دوست بودن.
گاهی اوقات یه جور میشه می‌گفت رقابت آنها به مرور زمان با تغییرات دیدگاه آنها شکل می‌گرفت.
هر دو نویسنده و عاشق کلمات بودند و هستند ولی مسیرهاشون کاملاً جداست. پو از تاریکی و مرگ الهام می‌گرفت الیزابت از عشق رهایی و درد انسانی.
مبارزه‌هاشون بیشتر از جنس مناظره و نبردهای ذهنی بود.
با توانایی‌هایی که به احساسات و روان نفوذ می‌کردند.

برای مثال


Forward from: темень
#digital #oc








some old ones






ترکیب رنگ مورد علاقم:

20 last posts shown.

76

subscribers
Channel statistics