★برایش مهم نیست چه میگویم یا چه حسی دارم، احساساتم برایش بیمعنایند، فقط در اختیار داشتنم برایش مهم است.★
کلکسیونر- افسردهام. از هر چیزی یک دنیا فاصله دارم. از عادی بودن. از نور. از چیزی که میخواهم باشم.
-
داستان کتاب حاضر، روایت مرد منزوی، گوشهگیر و البته روانی است که از قضا کارمند شهرداری است و علاقه بسیار زیادی به پروانه دارد. تنهایی فدریک – شخصیت اصلی – از این لحاظ مهم است که اساس و پایه کتاب است. در واقع شخصیت اصلی و کارهای او، بر پایهی انزوا و محرومیتهای حسی و کمبودِ محبت شدیدی است که در زندگیاش با آن دست و پنجه نرم میکند.
مرد روانی داستان کلکسیونر در اقدامی عجیب، یک دختر زیبای دانشجوی هنر را میرباید و گروگان میگیرد. داستان، طی دو بخش از زاویه دید گروگان و گروگانگیر روایت میشود. ساختار روایی مجزای داستان، شخصیتها را در حال انعکاس آنچه در دیگری میبینند قرار داده که در وضعیتی آیرونیک است و دیدگاهی غمبار و ترسناک از خطرات زندگی را به تصویر میکشد.
-
اطلاعاتِ کتاب در پست بعدی.
@sattarbook