و دگر نیستی تا برایت نامه بنویسم
نیستی تا برایت قطعه هایی از شوپن بنوازم
نیستی تا برایت لاله هایی از جنس ماه بچینم
نیستی تا برایت از آسمان آبی گمشده تا مروارید های درخشان بگویم
نیستی تا از دور نگاهت کنم و آن چشمان رنگارنگت را که به هزاران رنگ در می آیند بنگرم
نیستی تا آن رویاهایی را که با تو تصور کرده بودم را برایت بازگو کنم
و نیستی که دگر من برایت شعر بنویسم !
و تو دگر نیستی، نیستی ،نیستی!
# آبی آسمان
@-K!
@N@