𝖥𝗂𝖾𝗋𝖾𝗍𝗂𝖼.


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


⚠️ Warning ⚠️
Suicidal notes ، self harm issues and bdsm thoughts are being shared here!

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Rest.


بیشتر از هرزمانی دلم می‌خواد وجود نداشتم.


تو هرگز نمی تونی با یادداشت های خودکشی کامل همه‌چیو بگی، می تونی؟ در مجموع، یادداشت های خودکشی بیشتری نسبت به تعداد خودکشی ها وجود داره. یادداشت‌های خودکشی، از این نظر مثل شعر هستند: تقریباً هر کسی با استعداد یا بدون استعداد، مدتی نوشتن اونها رو امتحان می‌کنه. همه ما اونها رو تو ذهن خودمون می نویسیم. معمولا یادداشت مهمه، اونو کامل می کنید و بعد سفر در زمان خودتون رو ادامه میدین. این یادداشته که تموم شده نه زندگی شما. یا به صورت دیگه ای بگم، مرگ رو با یادداشت های خودکشی هرگز نمی تونی تشخیص بدهی..


دنیای عزیز من می‌رم چون حوصله ام سر رفته و خسته‌ام. احساس می کنم به اندازه کافی عمر کردم، به اندازه کافی زندگی رو کردم. من تو رو با دغدغه هات تو این باتلاق شیرین رها می کنم. موفق باشی.


وقتی که همه فواید و خوبی ها تموم می‌شن، وقتی که از مرگی اجتناب ناپذیر و نزدیک مطمئن می‌شی، این یکی از ساده ترین حقوق آدمه که یک مرگ سریع و آسون رو به جای مرگ آهسته و وحشتناک انتخاب کنه.


از سری چیزایی که من تجربه می‌کنم،
حس همیشه مقصر بودنه!
مهم نیست من کاری کردم یا نه
وقتی ذره ای لحن طرف مقابلم عوض بشه
حس می‌کنم خراب کردم و چیزی گفتم یا کاری کردم که نباید!
خودخوری و اورثینک بعدش منو از پا درمیاره




اما درعوض به خودم گرسنگی می‌دادم،
اون ضعفی که در اثر نخوردن غذا به وجود میومد اون‌قدر شدید بود که ذهنم خسته باشه
من خسته باشم و نتونم درمورد هیچی فکر کنم


همیشه از بچگی، از اینکه بالا بیارم می‌ترسیدم
نمی‌خواستم هیچ‌وقت بالا بیارم یا حتی ی حالت تهوع ساده داشته باشم،
واسه همین فکر کنم این بار شانس آورده بودم که به خاطر ترسم،
سمت بالا آوردن غذاهایی که می‌خوردم نرفتم


𝖥𝗂𝖾𝗋𝖾𝗍𝗂𝖼:
حس راحتی‌ای که ی شخص خاص بهت می‌ده و باعث می‌شه اطرافش خود واقعیت باشی.






Forward from: @BiChatBot
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
میگن خودکشی در ۱ صدم ثانیه اتفاق میوفته
طوری که بخش افکار مغز به پایین ترین حد خودش میرسه
و بخش هیجانات مغز به بالاترین حد خودش
و ۹۰ درصد افراد بعد خودکشی تا پُرُسه ی مرگ کامل بشه هوشیاری دارن و در بالاترین از حد معمول منطق رسیدن و حس پشیمانی دارن
یه پارادوکس بزرگه بین قبل و بعد خودکشیه که این پارادوکس از هر پارادوکسی تلخ تره :)


شماها چقدر عجیبید،
سه وعده غذا میخورید ی وعده میخوابید؟!
من سه وعده میخوابم ی وعده رو هم اگر خوابم اومد غذا رو قربانی خواب میکنم بازم میخوابم






اما خیلی هم بد نشد
من دوستای جدید پیدا کردم آخه
فقط خودم میدیدمشون ولی
باهاشون حرف زدم
براشون آهنگ خوندم
نظرشون رو درمورد تیپ و استایلم پرسیدم
من اونارو از آدمای واقعی بیشتر دوست دارم


ولی کم کم عادت کردم بهش،
به اینکه حس کنم جایی ندارم و اضافی ام
به اینکه حس کنم طرف مقابلم تحملم میکنه و من دارم خودمو بهش تحمیل میکنم،
پس فاصله گرفتم
دیگه تا زمانی که صدام نمیزدن حرفی نمیزدم
سرم رو پایین مینداختم و ی گوشه خودمو مخفی میکردم تا کمتر دیده بشم
البته که جواب داد
اونا کسی مثل منو نمیخواستن
از همون اول...


از اونجا شروع شد که من نشسته بودم،
بین دوستام، می‌گفتیم و می‌خندیدیم
مثل همیشه دیگه
جمع های دوستانه رو می‌شناسید که؟!
و یهو تمام صداهای اطرافم برام محو شد،
انگار ذهنم مثل ویندوز ی کامپیوتر ریست شد و هیچی یادم نبود
چهره هایی که جلوم نشسته بودن برام غریبه بودن،
حس می‌کردم به جایی که هستم تعلق ندارم و ی موجود اضافه ام،
سعی کردم نفس بکشم اما ی حالت تهوع شدید اومد سراغم،
من واقعاً ترسیده بودم میدونی
برا اولین بار همچین چیزی رو تجربه می‌کردم و نمی‌دونستم چه اتفاقی افتاد


اینجوری نیست که راحت درموردش حرف بزنم،
یجورایی مثل اون راز مگو هایی میمونه که تا آخر عمر نباید لب باز کنی برای گفتنشون!
اما خوب نگفتن هم فقط باعث میشه بیشتر و بیشتر احساس کنم هیچکس رو برای شنیدن حرفام ندارم...
پس به امتحانش می‌ارزه!

20 last posts shown.

78

subscribers
Channel statistics