سارینا خیلی خنده دار بود؛ از بوی سیرابی حالت تهوع میگرفت میومد بیرون و از دست گربه فرار میکرد تو طباخی و دماغشو میگرفت.
من و ارتا هم با لذت تمام سیرابی میخوردیم.
من و ارتا هم با لذت تمام سیرابی میخوردیم.