(چشمان تو گویی مرا ز قفس آزاد می کردند
چشمان تو گویی به من نفسی تازه برای زندگی می دادند
چشمان تو گویی رودخانه ی زندگی در آن جاری بود
چشمان تو گویی زندگی من بودند
چشمان تو زیباترین خلقت هستی بود
چشمان تو بهترین مُسکن دنیا بود
و در نهایت چشمان تو
بهترین مکان برای زندگی بود)
Last part (23)