تـی‌تـی


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified



Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Forward from: خاطـر ِ موج
چآلش:

فور کنید، با توجه به شناختی که ازتون دارم یا وایب دیلی‌تون،
بگم اگر می‌شد شما رو به عنوان ِ " یک مکان" توصیف کرد، اون مکان چه جایی بود و چه ویژگی‌هایی داشت ..

اگه دیلی‌تون پرایوت‌ه، اینجا بفرستید ..


هیچ شانسی در برابر افکارم ندارم، پس آفیس می‌بینم.


امیدوارم لذت ببرید از جواب‌ها، مدت‌ها دور بودم و انگار یادم رفته.
چنل‌های پرایوت لطفا لینک رو ناشناس برام بفرستید.
مچکرم 💚




اجبار پشت اجبار، باید و نباید‌ها مثل دیواری شدن که محصورت کردن،
حس می‌کنی این اسارت هیچ‌وقت تموم نمیشه، که دنیا قرار نیست بزرگتر از این شه؛
درست همون لحظه نامه‌ی پذیرش جایی که مدت‌ها منتظرش بودی دنیا رو بی‌نهایت ‌میکنه برات.
"پریا"




دوباره برگشتن، تمام اون افکاری که مدت‌هاست فکر می‌کردی از بین بردی‌شون،
در یک لحظه مثل یک صاعقه بهت حمله می‌کنن؛ دستپاچه میشی،
عقب می‌کشی، غمگین میشی،
اما نمی‌تونی بذاری دوباره غرقت کنن
تو آخرین لحظه دست به طناب میگیری؛
حالا به جای غرق شدن، روی عرشه درحال لذت بردن از نسیم برخاسته از دریایی.

@Wave_Meemory




استرس موقعیتِ جدیدی که مدت‌هاست برای رسیدن بهش تلاش می‌کنی تمام وجودتو گرفته،
فکر به اینکه تصمیمم درست بود یا نه،
جای من اینجاست یا نه؛
درست همون لحظه تمامِ لحظاتی که تلاش کردی، همه‌چیز رو قربانی کردی تا برسی مثل فیلم از جلوی چشمات عبور می‌کنه،
استرس جای خودشو به اطمینان میده
محکم تر از همیشه قدم برمیداری.

Illusion




حتی زدن ست‌های زیاد با دمبل‌های سنگین که نتیجه‌ش درد جسمته باعث نمیشه به اعتماد از دست رفته فکر نکنی،
نشستی کنج اتاق و بارها داستان رو مرور می‌کنی؛
دنبال یک راه برای بخشیدن می‌گردی، نیست.
چشمت می‌افته به گیتار و اولین نت‌هایی که به صدا تبدیل میشن اهمیت موضوع رو به هیچ تبدیل میکنن.

@PieceOfMoonsChannel




دوباره و دوباره گوشی و چک می‌کنی و برای بار هزارم شکستگی قلبت بهت یادآوری میشه،
دردشو حس میکنی جوری که کلمه هم وصفش نمی‌‌کنه،
چشمت می‌افته به خط چشم آبی روی میز آرایش، دست به کار میشی
نگاهت که به آینه میفته از دردت کم میشه،
برق نگاهت برگشته.

@lilshibal




افکارت تمام شب بیدار نگهت داشته، امیدوار بودی کیفیت خواب خوب کمی از رنج‌ روزِ قبل و کاهش بده؛
اما وقتی به خودت میای روشن شدن هوا اینو بهت یادآوری میکنه که تمامِ شب جنگ ادامه داشته، سرتو فشار میدی رو بالشت اما یک‌ رایحه باعث مکث میشه؛
یکی تصمیم گرفته امروز برات قهوه درست کنه.

@hanismoon




اضطراب به قدری تو وجودت زیاده که هم تو سرت و هم قلبت احساسش می‌کنی، حس غیرقابل کنترل بودن دنیا داره رنگ سیاه می‌پاشه به همه‌جا
درست وقتی که جدایی خودت از واقعیت و تجربه می‌کنی یک قطره‌ی آب که از ناکجا آباد میریزه رو انگشتت تو رو به لحظه برمیگردونه؛ به نفس کشیدن، به جسمت؛
هوا ابری شده.

@cfnism




لحظه‌ای که زندگی با تمام توانش می‌خواد بهت ثابت کنه که فراتر از روتین چیزی نیست، این چرخه قراره تا ابد ادامه پیدا کنه اما یک طعم، یک طعم جدید با ساده‌ترین مواد ممکن که استادانه کنار هم قرار گرفتن
اینو بهت یادآوری می‌کنه که زندگی هنوز هم، بالایی داره و تا ابد نشیب نیست.

@lookatsky7



20 last posts shown.