نمیدونم چیشده و چه اتفاقی افتاده که یهو اینجوری شدم.
شایدم اینجوری بودم و الان بهش پی بردم...
الان فهمیدم که ناراحت یا خوشحال شدنم واقعی نیست، احساساتی که بروز میدم واقعی نیست و فقط چیزیه که همیشه بوده. چیزیه که همش تظاهره و فقط نشونش میدم. چونهمیشه این رفتار و داشتم.
نمیدونم چرا دیگه رفتارم و قلبم یکی نیستن
نمیدونم چرا وقتی انقدری خسته میشم که حواسم سرجاش نیست، بازم میخندم و شوخی میکنم و چیزی نمیگم.
اینکه چرا وقتی چیزی حس ناراحتی بهم نمیده تظاهر به ناراحت شدن میکنم. و همچنین خوشحالی و ذوق کردن.
نمیدونم شاید فقط برای یه بازه ی زمانی باشه این حالت و بعدش بره
ولی یکی انگار زده دکمه ی قلبمو خاموش کرده
جوری که دیگه نمیتونم واقعا خودم باشم.
خوده واقعیم که خیلی قشنگ و دیوونه و پر از احساس بود، پر از حسای مختلف.
الان انگار فقط دلم میخواد برم تو یه اتاق تاریکی و کسی و نبینم وکسیم منو نبینه و فقط بخوابم و آهنگ گوش بدم...
_10اکتبر 2023
شایدم اینجوری بودم و الان بهش پی بردم...
الان فهمیدم که ناراحت یا خوشحال شدنم واقعی نیست، احساساتی که بروز میدم واقعی نیست و فقط چیزیه که همیشه بوده. چیزیه که همش تظاهره و فقط نشونش میدم. چونهمیشه این رفتار و داشتم.
نمیدونم چرا دیگه رفتارم و قلبم یکی نیستن
نمیدونم چرا وقتی انقدری خسته میشم که حواسم سرجاش نیست، بازم میخندم و شوخی میکنم و چیزی نمیگم.
اینکه چرا وقتی چیزی حس ناراحتی بهم نمیده تظاهر به ناراحت شدن میکنم. و همچنین خوشحالی و ذوق کردن.
نمیدونم شاید فقط برای یه بازه ی زمانی باشه این حالت و بعدش بره
ولی یکی انگار زده دکمه ی قلبمو خاموش کرده
جوری که دیگه نمیتونم واقعا خودم باشم.
خوده واقعیم که خیلی قشنگ و دیوونه و پر از احساس بود، پر از حسای مختلف.
الان انگار فقط دلم میخواد برم تو یه اتاق تاریکی و کسی و نبینم وکسیم منو نبینه و فقط بخوابم و آهنگ گوش بدم...
_10اکتبر 2023