9 Aug 2024, 17:21
9 Aug 2024, 16:51
9 Aug 2024, 16:50
9 Aug 2024, 16:36
9 Aug 2024, 16:35
9 Aug 2024, 16:34
9 Aug 2024, 16:33
8 Aug 2024, 22:50
8 Aug 2024, 22:48
8 Aug 2024, 21:23
حتما اینجا جوین باشید
لیمیت :
۱۰ چنل او
3 Aug 2024, 16:47
آن سوﮱ دیواࢪ، ࢪوباه ﻜوچولو منتظࢪ پسرڪی بود كه هروڙ بࢪایـش انبهـای تازه میاوࢪد؛ ساﻋت ها به انتظاࢪ او، پشت دیواࢪ مينڜست. وقتی ظهࢪ نوڕ خوࢪشید بسێار داڠ بود ࢪفت زیࢪ برگ ڰلـی نشسـﭢ و دوباࢪه منتظر پسرك مانـد"خوࢪشید غرـوب کࢪد و نورـڜ ناپدید شد امـا ࢪوباه ڪوچک ڨصه، هنوڙ منتظࢪ بود"هࢪوز ه ـفته منتظڕ پسرك پشت آن دیواࢪ مينشست~اما نه....خبری از پسرك و انبه هايـش نبود! هْمه خیال میڪردند که ࢪوباه فقط بخاطࢪ انبهـای پسرك پشت دیواࢪ منتظر مينشست، ولی روباه عاشق او بوﮂ؛ پسر ڪوچولوﮱ بامزه ای ڪه برایيـش انبهـای شێرین و تازه میاوࢪد!عاشق زمان هایی که باهم بازۍ میکࢪدند؛ عاشق زمان هایی که پسرك آرا۾ و با احتیاط سࢪش را روۍ دم ࢪوباه میزاڛت و استࢪاحت میکڕد؛ عاشق زمان هایی که اسیب میدید و پسرك او ࢪا با نوازش، التێام ميبخشید! قلب ࢪوباه از نیامدن پسࢪك تڪه تڪه شده بود...ࢪوباه هنوڙ هـم سال هاﮱ سال منتظڕ پسرك، آن سوۍ دیواࢪ نشسته است؛