وایب این آهنگ اینجوریه که انگار یه نفر توی یه قلعهی تاریک با پنجرههایی که با پردههای بلند قرمز پوشیده شدن همین طور که چاقوی نقرهای ٫تیز و مورد علاقش رو توی دستاش نگهداشته٫ میرقصه و گاهی با آهنگ همخونی میکنه و تمام صحنههای قتلهای قبلیش رو به یاد میاره و مستانه میخنده
انگار داره با سلاحِ مورد علاقش معاشقه میکنه.
انگار داره با سلاحِ مورد علاقش معاشقه میکنه.