خون‌نویسی


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


دست آزرده جوهر قلمش از شاه‌رگ است (وجداناََ؟) و خونین و هرآنچه نویسد، کابوس سرخی‌ست از خودش، و برای خودش؛ (پس... بقیه چی؟) تا زوال خون‌خشکان ذهن.

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


نخستین قانون تموم شد.
نمی‌دونم، به‌خاطر پایان‌بندی بد بهش سه بدم یا چون کتاب بهتری بود چهار رو رد کنم بره؟
به‌طور کلی با پایانش مشکل ندارم، موضوع اینجاست بلد نیست داستان رو ببنده. و نظرم هم راجع‌به جلد سوم مثبته. از طرفی سه حیفه، از طرفی خاک‌برسرش با این پایان‌هاش.

شما بگید.

پ. ن: review is coming


Video is unavailable for watching
Show in Telegram




بادی می‌وزد و پرده‌ای ضخیم در ذهنت کنار می‌رود. می‌فهمی داستانت واقعاً از چه آمده و به چه می‌کوبد. غافلگیر می‌شوی. همه‌چیز معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. اگر دوباره بخوانیش، داستانی‌ست متفاوت. از قبل بیشتر رنگ تو را دارد.
چه باد ترسناکی‌ست این بادی که از ناخودآگاه به خودآگاه می‌وزد.

#خون‌شناسی دردناک که ناگفته می‌ماند.


Forward from: کاغذ
«سینه در تاجیکستان اروتیک‌تر است»

شهزاده سمرقندی، نویسندهٔ تاجیک: «‏انتشارات معین در ایران رمان ریگستان مرا با لطف زیاد منتشر کرد ولی چند کلمه و جمله را باید تغییر می‌دادند که به چشم سانسورچی تیز نرسد. توجه مرا کلمهٔ پستان جلب کرد وقتی گفتند به جایش سینه می‌نویسیم. گفتم عالی! در ما تاجیک ها برعکس سینه ار‌وتیک‌تر است و پستان ادبی. ‎#واژگان_غلط_انداز»

ریگستان | شهزاده سمرقندی (نظرزاده) | نشر معین | ۲۷۲ص. شومیز | طرح جلد | ۲۵,۰۰۰ تومان

#سانسور

@kaaghaz




ای کاش زندگی‌نامه نویسنده، سپاس‌نامه، سخن این و اون رو اول کتاب نیارن. من هنوز داستان رو نخوندم که این آدم برام اهمیتی داشته باشه، حالا بشینم بخونم که از کی‌ها تشکر کرده؟ یا داستان زندگیش چی بوده؟ به‌نظرم انتهای کتاب باشن خیلی بهتره. داستان رو می‌خونی، دلت می‌خواد ببینی اینی که نوشته‌اش چطور آدمی بوده، چه حرفی زده، از کی‌ها تشکر کرده.


از اونجایی که فراموش می‌کنم نخستین قانون رو هر روز بخونم، این رو برداشتم که روزهام بدون مطالعه نگذره. از وقتی چاپ شده دلم می‌خواد بخونمش.


Forward from: Sing Unburied Sing
It was always just red.
@SingUnburiedSing




متأسفانه اگر کسلوانیا رو تموم کنم، تموم می‌شه.


بیدار شو. بلند شو. سلاحت رو بردار.
قصه‌ات رو از یأس پس بگیر.
#خون‌نمایی
#آرسین


من در انتهای هر بحثی: «زندگی همه ما بی‌هدفه ما قراره در چرخ بی‌توقف روزگار بسوزیم و سوخت بشیم برای اشباح سیری‌ناپذیر جنگ.»
اگر می‌تونستم موزیک مأیوس‌کننده مناسب هم پخش می‌کردم.


اینکه می‌گن «اگر جواب بده، ایرادی نداره» خیلی اصل مهمیه.
الآن دارم فصل دوم سریال خادم یا همون SERVANT رو می‌بینم. اکثراً دقت نمی‌کنن یا حتی متوجه‌اش نمی‌شن، ولی اگر سریال روایت دیگه‌ای داشت، من حدس می‌زنم خیلی افتضاح می‌شد.

این سریال خدای خساست یونان باستانه. اطلاعات نمی‌ده نمی‌ده، یه ذره می‌ده، دوباره نمی‌ده. هرجای دیگه بود داستان می‌رفت توی دیوار با این وضع. ولی این ناآگاهی داره ما رو می‌چسبونه به شخصیت‌های اصلی. همون‌طور مضطرب و عصبی‌مون می‌کنه. وحشت سریال هم از چنین چیزهایی نشأت می‌گیره. اینجا نمی‌دونم فیلم‌نامه‌نویس یا کارگردان یا هر مغز دیگه‌ای که پشتشه، دوربین و لوکیشن براش ابزار قصه‌گویی‌ان. داره ازشون استفاده می‌کنه برای پردازش داستان.

توی خادم یه لوکیشن بیشتر نیست: یه خونه با خیابون روبه‌روش. برای همین هم باعث می‌شه ما نفهمیم فلان‌ شخصیت که رفت بیرون الآن کجاست، داره چی‌کار می‌کنه. اینی که رفت غیبش زد چه بلایی سرش اومد. برای همین هم هست که این خساست باعث نمی‌شه مخاطب پس‌زده بشه، بلکه باعث می‌شه حس‌های مختلف بهش القا بشه. از طرفی به‌موقعش این محدودیت رو حذف می‌کنه. با چی؟ ویدیوکال. این می‌ره فلان‌جا، ویدیوکال می‌کنه با فلانی که توی خونه نشسته و ما می‌بینیم چه اتفاقی اونجا داره رخ می‌ده. خیلی چهارچوب محکم و مناسبی داره سریال.

یعنی خب بخوای این چیزها رو ازش بگیری، یه سریال عادی برات می‌مونه که داستانش توی چند تا از قسمت‌های سوپرنچرال تکرار شده. ولی همین‌ها خاصش کردن.

من فقط این چیزهاش رو می‌بینم و لذت می‌برم، وگرنه شخصیت‌هاش همه رو مخمن :))) به جز شان. شان خوبه ولی خنگه.


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
این هفته درگیر کارهای دانشگاه بودم (به لطف دقیقه‌نودی بودن) و کلاً حال حرف‌زدن هم ندارم خیلی. ولی بیاید از خواننده یوتیوبی محبوبم براتون یه چیزی بفرستم. این آهنگه، خصوصاً طوری که وایولت خونده‌اش، ذهنم رو می‌بره سمت #رایا که از شخصیت‌های اصلی مجموعه‌ست.

#خون‌شنو
https://t.me/whispersofbloodfall


Forward from: Memes




یه چیز مهمی رو کشف کردم. این‌که صدای نیل گیمن از لالایی هم بهتره. مستر کلس حضرت رو دارم نگاه می‌کنم. روزی دو قسمت می‌بینم. بعد هم که تموم می‌شه می‌زنم از اول و می‌گیرم می‌خوابم. خیلی خوبه.
همچنین چیزهای مهمی که توی این پنج شش قسمت گفت:

۱. تموم‌کردن یه داستان شکست‌خورده چیزهای بیشتری بهت یاد می‌ده تا نصفه‌ونیمه رها کردن و شروع یه داستان خفن.

۲. قصه‌ها باید این سؤال رو توی سر آدم ایجاد کنن: «بعدش چی شد؟!»

۳. توی نوشتن صداقت داشته باشید. نترسید. حرف‌تون رو راحت بزنید. خودتون رو بریزید توی داستان. خودتون رو نشون بدید.

جلد سوم نخستین قانون رو هم شروع کردم. از دو جلد قبلی خیلی بهتره. دیگه حرصم نمی‌ده. امیدوارم پایانش هم خوب باشه. گولکتا واقعاً شخصیت خوبیه (از نظر پردازش) و خیلی باهاش حال می‌کنم، منتها تنها شخصیتی که تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم کالم وست بود. که خدا رو شکر توی جلد سوم نقش مهم‌تری داره و بالأخره داره نفس می‌کشه بدبخت.




به زندگی ادامه می‌دهیم.

20 last posts shown.

177

subscribers
Channel statistics