ׁ 🦢 ݂ 𝗅𝖺 𝗋ūᥱ ﹐﹫𝗉𝖺𝗋𝛊ᜒ𝗌
یه مدتي میشد که برايِ بازدیدِ لباس ها به مهموني هایِ مختلف دعوت میشدم
امشب هم به یه مهمونیِ تویِ معروف ترین مزونِ پاریس دعوت شده بودم از طریقِ یه دعوت نامه بهم محل و ساعت دقیق رو اعلام کرده بودند، مهموني ساعتِ 𝟫:𝟢𝟢 شروع میشد الان ساعت 𝟩:𝟥𝟢 بود یعني هنوز وقت داشتم پس اول رفتم دوش بگیرم بعد اینکه دوش گرفتم
کمد لباسامو باز کردم همشون لباسایي بود که خودم طراحي کرده بودم و دوخته بودم خدا میدونست ساعت ها برايِ درست کردنشون وقت گذاشتم؛
از بین لباس هایِ داخل کمد اون لباس کرمی رنگِ بلندِ تا رويِ زانو نظرمو جلب کرد یه طرح ساده داشت آستین هاشم پفی پفی و کرمي رنگ بودن و یه پاپیون کوچولو هم روی هرکدوم از آستین ها وجود داشت، بالا تنه یِ لباس توری و بود و به ظرافت و قشنگي کار شده بود
پایین دامن هم چین هایِ کوچیکي داشت. حالا که لباسم رو انتخاب کرده بودم سراغ بقیه وسایلِ جانبئ رفتم مثل
گوشواره و گردنبد هام آرایشم و موهام همچنین کیف و کفشام به سمت کمد کفش و کیف هام رفتم یه کیف دستي کوچیك و سفید با یه پاپیون قهوه اي رو برداشتم و کفش پاشنه بلند کرمي رو هم در این میان انتخاب کردم حالا وقتِ این بود که بشینم جلويِ آینه کشویِ دراور میزِ آرایشي رو باز کردم و یه جفت گوشواره مرواردي سفید رو برداشتم و گردنبد یاقوتي رو که ارزش زیادي برام داشت را برگزیدم وقتش بود برم سراغ آرایشم، برایِ آرایشم فقط یه رژ لب کرمي رنگ براق و برایِ سایه چشمم یکم
از مشکی استفاده کردم و خط چشمي هم نکشیدم چون چشمام به اندازه کافئ کشیده و گربه اي بود موهایِ بلوند فِرَمُ
فرانسوي طور درست کردم و پشتشو باز گذاشتم لباسمو پوشیدم و آماده آماده بودم الان ساعت 𝟥𝟢: 𝟪 و من منتظر رانندم هستم.! ~
ㅤㅤㅤㅤㅤ 𝖤𝗉 𝟢𝟣﹐﹫𝗉𝖺𝗋𝛊ᜒ𝗌