Zeth.


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


‌Official channel of zeth | Where Zeth writes in silence.
|
Contact : @Zer0etun1bot. + @Muniyur.
Our words+Talk : @WhisperstoZeth.
‌|
‌

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


فعلاً از ما و عربده‌های آنها شدنم همین بماند تا محکوم بمانند که در انتظار بنشین‌اند و ببین‌اند که آیا خواهد گذشت و اگر گذشت، بخیر خواهد گذشت؟


ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست
بیا بیا که غلام توام بیا ای دوست

اگر جهان همه دشمن شود ز دامن تو
به تیغ مرگ شود دست من رها ای دوست

سرم فدای قفای ملامتست چه باک
گرم بود سخن دشمن از قفا ای دوست

به ناز اگر بخرامی جهان خراب کنی
به خون خسته اگر تشنه‌ای هلا ای دوست

چنان به داغ تو باشم که گر اجل برسد
به شرعم از تو ستانند خونبها ای دوست

وفای عهد نگه دار و از جفا بگذر
به حق آن که نیم یار بی‌وفا ای دوست

هزار سال پس از مرگ من چو بازآیی
ز خاک نعره برآرم که مرحبا ای دوست

غم تو دست برآورد و خون چشمم ریخت
مکن که دست برآرم به ربنا ای دوست

اگر به خوردن خون آمدی هلا برخیز
و گر به بردن دل آمدی بیا ای دوست

بساز با من رنجور ناتوان ای یار
ببخش بر من مسکین بی‌نوا ای دوست

حدیث سعدی اگر نشنوی چه چاره کند
به دشمنان نتوان گفت ماجرا ای دوست
.
#سعدی. | ای‌دوست.


قبلاً هنگامی که قصد داشتم سر خود را گرم کنم تا سردی هوای او از سرم بپرد، هوایم بسیار ملایم‌تر بود.
حال انگار از همه چیز به سوی جایی که نمی‌دانمش می‌گریزم و در این بین خود را به در و دیوار می‌کوبم.
قبلاً.

#زث. | اندراحوالات.


تا اطلاع ثانوی همین.




جالب است که خود پنجره را باز می‌گذارم‌ و بعد باد را مقصر می‌دانم که چرا ورق‌های دفترم را جا به جا کرده.
#زث.


.


احساس می‌کنم زندگی‌ام درحال برگشت به روند سابقش باشد، وحشت خرخره‌ام را گرفته، آخر من سابقهٔ خوبی در زندگی سابقم‌ ندارم. یحتمل اگر باز به آن دوران برگردم، خود را خواهم کشت و این کشتن به معنای کشته شدن فیزیکی نیست!
#زث.




نمی‌دانم، شاید خدا یک چیزی می‌دانست که سال‌‌ها شمارا پدر و مادر نکرد. اجاقتان‌ باید کور می‌‌ماند، با تولد من بالاجبار روشنش‌ کردید.
#زث.




من فکر می‌کردم که اصیل بودن در مطالعه‌گری صرفاً به این معناست که درست بخوانی و از مطالب زرد به دور باشی و حقیقت کلام را دریابی‌. لیکن در چند دقیقهٔ پیش متوجه شدم که مطالعه‌گر اصیل همانی‌ست که می‌داند چطور اشتباه بخواند و باز هم بفهمد. میان این دو، تفاوت وافری‌‌ست.
بله.


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


اگر بی‌نور بودن روز‌هایم را قلم بگیرم، به طرز طاقت‌فرسایی روز‌هایم کند شده است‌‌. به طوری که‌ من مطمئن هستم دو سه روزی‌ست که در امروز مانده‌ام و در هفتهٔ گذشته، چند هفته‌ای را سپری‌ کرده ام و از روزی که با او آشنا شده‌ام سال‌ها گذشته‌ است و من باز یک انسان صد و چهل و پنج ساله هستم.
[دو سه روزی‌ست که در امروز مانده‌ام.]

#زث. | اندراحوالات.


صفر.


از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عَیّوق بر شدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده‌ور شدم

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
.
#سعدی. | بر مسم‌ افتادی‌‌ای.

برنا بودم، زهر عشق بر مسم افتاد و زر شدم.
[به گمانم شروع این قائله پنج‌سال پیش بود.]


مگر چه زهری داشت شش هفت حرف ساده که این چنین مرا از پا انداخت؟
[ از این تقدیر، انگشت‌ به دهن مانده‌ام. در بستر قاعده‌های این چنینی اکسیری‌ به جانم می‌افتد که مس وجودم را علی‌رغم اینکه بایستی زر کند، زرد می‌کند.]
/زث در ساعت ۱۰:۰۱ دقیقهٔ سوم‌آبان.




Forward from: Zeth.
آورده خبر راوی کو ساغر و کو ساقی
دوری به سر اومد از او خبر اومد.



20 last posts shown.

143

subscribers
Channel statistics