زیر و زَبَر


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


مرگِ بعد و تولّدِ لحظه
@Milad_Shirmohammadi_fard

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


سبحانک یا جلیلُ
اَجِرنا من النار یا مُجیر

https://t.me/zir_zabar


دست‌نوشته

پنج دی هزار و چهارصد و دو

https://t.me/zir_zabar


مادرم ظرف می‌شست. لیوانِ لب‌پَری، میان دو انگشت کوچک و حلقه‌اش را بُرید. زخم عمیق بود. خون زیادی آمد. دو ساعتی با دستمال و چسب زخم، سر کرد. خسته شد. وسط اتاقم دراز کشید و چشمانش را بست. نگاهش می‌کردم. مظلوم‌ترین موجود کهکشان راه شیری بود. سریع دوربین را برداشتم و از دست مجروحش عکس گرفتم. کمی بعد که از خواب بیدار شد، پدرم زخمش را دید. ماجرا به بیمارستان و بخیه شدنِ زخم ختم می‌شود.

https://t.me/zir_zabar


بگو دیگر زبان بسته! چکارت کنم آخر؟ نمی‌دانم چه گویم. نمی‌دانم چه کنم.

امروز چهار پنج ساعت، مسخ بودم. نمی‌فهمیدم اطرافم چه می‌گذرد. می‌فهمیدم. نمی‌فهمیدم. مثل شبگردها، زرت و زرت اطراف کتابخانه راه می‌رفتم و می‌رفتم و می‌رفتم و می‌گشتم. هی سر وامانده‌ام را به چپ و راست و پایین و بالا می‌چرخاندم.

به آسمان تکه پاره از ابر نگاه می‌کردم. سیگار می‌گیراندم. تا می‌خواستم خاکسترش را بتکانم، می‌ریخت. لحظاتی دستانم را در عرض شانه‌ام باز می‌کردم، ادای رقص درآورده، سریع بیخیالش می‌شدم. کاپشن تنم سنگین بود. سرم زیر کلاه، عرق می‌کرد. کلاه را درمی‌آوردم، سردم می‌شد. سیگار می‌گیراندم. سرفه‌ام می‌گرفت. کسی نبود گیر بدهد.

کمی در بیرون، می‌گشتم، بازمی‌گشتم و سرِ درس و مقالهٔ استاد می‌نشستم و می‌نوشتم و می‌خواندم. هندزفری بر گوشم گذاشتم. آهنگی پخش کردم. در کانالی، شعر تولدی دیگر با صدای خود فروغ آپلود شد. پخشش کردم. بی‌نظیر بود. برای دقایقی به میز خیره شدم. بلند شدم و باز بیرون رفتم و گردیدم. باز آمدم داخل. باز رفتم بیرون. باز داخل. بیرون. هی، هی، هی.

امروز مسخ بودم.

مادر! دارم چیزی احساس می‌کنم. درکم کن. چیزی درونم در حال جست و خیز است. بشنو. کام بگیر از سیگارم.

https://t.me/zir_zabar


لکه‌های غذای روی آستینم. شیشهٔ کثیف عینک. بازتاب نور از برگ درختان و بوته‌ها. من می‌بینم. لمس می‌کنم. پیش از آنکه حیوان ناطق باشم، موجود احساس‌کننده‌ام. حس را ادراک می‌کنم. و این بی‌واسطگی، زنده بودنِ من است. ادامهٔ راهم، می‌خواهم ساکت باشم. در سکوت، صداها جان می‌گیرند. تصاویر، خیره نگاهت می‌کنند. لمس، بغلت می‌کند. و تو رها از تفکر، جاری می‌شوی.
من باید بنویسم. من ثبت‌کننده‌ام. ثبت‌کنندهٔ آنچه احساس می‌کنم. من چه حس می‌کنم؟ آنچه بر من وارد می‌شود چیست؟ نمی‌دانم. در این زمان نمی‌توانم تعریف کنم. اما می‌دانم چه می‌خواهم. کارلوس فوئنتس، خود را موجود ادبی می‌خواند و می‌دانست.
من تمام معرفت‌ام را، به پای احساس می‌ریزم و خواهم دید آن روز را. می‌خواهم به سطلی بدل شوم و تا جا دارم، جمع‌آوری کنم. هر اطلاعات و خاطره‌ای را، برای خیال خرج خواهم کرد.

دوم دی هزار و چهارصد و دو

https://t.me/zir_zabar


جنون خدایان است و ویرانی قوهٔ ادراک ما.

https://t.me/zir_zabar


احمق! من زمانی که سخن می‌گویم، در کمترین حالت ممکن، بارِ ده سال نقاب را با خود حمل می‌کنم. خودم؟ خودی نمانده. من، آن‌هایم.

https://t.me/zir_zabar


مریم از تو مسیح می‌بارد.
هردم از تو مسیح می‌بارد.

آهنگ: مریم
از: محسن نامجو

https://t.me/zir_zabar


دست‌نوشته

https://t.me/zir_zabar




اکنون، دوست دارم در حال نوشتن بمیرم.

https://t.me/zir_zabar


وارد که شد، از غلظت دودِ سیگارِ موجود در هوا جا خورد. من داشتم پسته باز می‌کردم. همزمان سیگاری لب دهانم بود. نگاهش که به من افتاد، با قدم‌هایی محکم به سمت من آمد. مشتش را بر میز کوبید. شیشه دستش را برید. خون جوشید. با انگشت اشارهٔ دست سالم، رد زخم را لمس کرد. زبان به خون زد‌. سیگار را از لبم برداشت. میان انگشتان خونین، پکی زد. مرا بلند کرد. هم را بوسیدیم.

https://t.me/zir_zabar


آویزان‌ام. دستم به مویت دراز است. دریاب دمی دریاب. نگاهی کن لعنتی. تنها یک لحظه.

https://t.me/zir_zabar


-آیا این کاغذ دیواری دارد می‌رود یا من؟

آخرین جملهٔ اسکار وایلد

https://t.me/zir_zabar


جز زلفت آرامی.
چون زلف تو نآرامم.
رسوا و پریشم من.
سشوار!
سشوار!
سشوار!

آهنگ: گیس
از: محسن نامجو

https://t.me/zir_zabar


این پلهٔ صبحگاهی، عرعر نکره‌اش بلند شد و قوقولی‌کنان، سشوآر را در کنارم روشن کرد. جرثقیل را چه گویم؟ بسان پانصد سر سردرگم، دفن اندرون طوفان شن.

https://t.me/zir_zabar


در اولین بوسه، خودم و تو را کشتم. دفن‌مان که کردم، صدایم زدی: «ای باد!»
اما جسدم، بعد از تو، لای زخم‌هایم استخوان کرد.

https://t.me/zir_zabar



18 last posts shown.

24

subscribers
Channel statistics