ㅤ𝗆ꭎ𝗍ꭎ𝗆 𝗅𝖺𝖿𝗒𝖺


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified



Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


میایی بریم؟
به شهر جادویی جای که ما باشیم . جای که هیچکس بهمون گیر نده .
جای که عاشقش باشیم . جای که تو باشی . لطفاً نگو نه .
ما به جادو تعلق داریم به اینه نگاه کن اون چهره واسه این جهان نیست .
از هیچ‌چیز نترس با من بیا فقط فرار کن .
تو این دنیا کسی قدرت رو نمیدونه بگو نمی‌مونی بیا بریم .
اوه خدای من ؟ اونجا میتونی هر چیزی که بخوای باشی .
اما تو الانم ایدل منی و میپرستمت .
اونجا نیازی نیست الکی بخندی وقتی ناراحتی . میدونم خندیدن بیشتر درد داره .
در پآیآن ساعتِ 0:00 منتظرت هستم .
تا برف سرخ در زمستان منتظرت میمانم تا جواب مثبتت را بشنوم .


⠀ㅤㅤ⠀⠀ ㅤ֗. ๑ ִ  ּ֗. ๑ ִ  ּ֗. ๑ ִ   ּ֗. ๑ ִ   ּ֗. ๑ ִ   ּ֗. ๑ ִ  ּ


Forward from: Our home
اگه اینجا فیوتونه فورکنید منم چنلای فیومو پیدا کنم و پروموتشون کنم




گفتي برنامه ریزي کرده واسه این تابستون،گفتي این‌بار ترك نمیشم.بهت گفتم نیاز به بغلت دارم،گفتي«بدو بیا بغلم»الان کجایي؟تو رو به بالا بالاها رسوندم و من،سقوط کردم.لباساي شاد دوست داشتي اما الان بخاطرتت مشکي می‌پوشم،گفتي زندگي کردن رو دوست داري،اما خاك رو بغل کردي.گفتي براي همیشه مراقب‌تونم،براي همیشه؟ما؟میدونم جوك بود ولي بازم و بیا بگو.من مثل یه دریا شدم هي موج میزنم به ساحل تا جوابي بشنوم که بگن تو میایي،اما مردم مثل ساحلن و فقط همونجا میمونن یا هم سعي میکنن من رو درك کنن.چي میتونم بگم الان؟شاید حتي من یادت نباشم،شاید زندگي بعدي نباشه.کافیه همیشه من درد بقیه رو گوش دادم.اما اینبار میذارم برعکس باشه!خواستم چي بگم با این نامه مسخره؟اینکه من تا ابد و یك روز دوستت دارم.تو مثل زردِ خورشیدي زیبایي برام و میموني.لطفا بازم بعد همراهم باش.


 ཆིཆྀ . ཆིཆྀ . ཆིཆྀ . ཆིཆྀ . ཆིཆྀ 


یك توضیح کوچیك راجب این متن‌ها بدم.
این‌ها خلاصه و دیالوگ‌هاي فیك‌هام هستن،که فعلا دیالوگ میذارم در اینده اگه بشه،فیك ها رو هم قرار میدم♥️




- تو دوستم داشتي ؟! بس کن لطفاً توهم نزن .
+ من توهم زدم ؟..تو مگه از احساساتي که من دارم خبر داري ، وقتي میبینم مي‌بوسیش میفهمي من چه احساسي دارم؟
- خفه شو ، از خونه من برو بیرون همین الان !
+ مثل همیشهِ میخواي از من و حرف‌هام فرار کني .
- لطفاً اگه رفتي برنگرد کسي اینجا دوستت نداره و منتظرت نیست !
(چند سال بعد)جسد پسر رو که هنوز نیمه گرم بود رو به آغوش کشید .
-‌ لطفاً بیدار شو..من متاسفم و دوستت دارم
هر جا بري من باهات میام ؛ میدونم تو قاتل نیستي !
لطفاً فقط یك‌بار دیگه چشم‌هاي درشتِ قهوه ‍ایت رو باز کن من دلتنگشون هستم پسرِك نازک نارنجي .


‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌⏝ִ︶⏝︶📹︶⏝ִ︶ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌


از اردو متنفر بود اه مسخرست که چی ؟
و مسخره تر این که همیشه به اجبار خانوداش باید میرفت .
از پیش ادم ها بودن خسته میشد ، و حس نفرت به ادم ها داشت .
چون میدونست همشون عوضی هستن ؟
درست اون خودش هم آدم بود ولی باز از ادم ها متنفر بود .
اگه الان سوار این اتوبوس لعنتی نبود
تو اتاقش بود و داشت استراحت میکرد .
از هم مدرسه ای هاش متنفر بود ، و میدونست این حس مقابله .
هندزفریش رو از کیفش برداشت .
شاید اگه یکم اهنگ گوش میداد فضا براش قابل تحمل تر میشد ؟
همیشه وقتی احساسات مختلفی داشت اهنگ گوش میداد .
موسیقی تنها چیزی بود که درکش میکرد بدون اینکه قضاوتش کنه .
- آه ارزو میکنم همتون بمیرید .
زیر لب با خودش زمزمه کرد و چشماش رو بست .
سکوت عجیبی سراسر اتوبوس رو گرفت .
دیگه صدای خنده و حرف زدن بقیه نمیومد .
حتی انگار که اتوبوس داشت راه نمی‌رفت .
چشم‌هاش رو باز کرد و هندزفری رو از گوشش در اورد .
صدای قدم زدن میومد !!
یک مرد بلند قد ، با چکمه های مشکی .
کت بلند مشکی و بلوز مشکی به همراه شلوار مشکی .
همه لباس های مرد مشکی بود ! چه عجیب .
مرد با صدایِ بم گفت
+ تو من رو صدا زدي پس باید همراهم بیایی !
و سمت پسر قدم برداشت .
+ تو گفتی ارزو میکنم همه بمیرن ، در ازای انجام دادن ارزوت با من بیا جئون جونگ‌کوک .
- بازیگری ؟ باشه فهمیدم برو حالا .
+ خیلی گستاخی پسر ، مگه ارزو نداری که بین مردم نباشی ؟
با نیشخند گفت .
- اره ...
و نیم نگاهی به صورت پسر انداخت زیبا بود .
+ من تو رو از بین مردم میبرم و هر کاری بخوای برات انجام میدم ! اما باید کنارم بمونی .
- فقط کنارت بمونم ؟
با تعجب پرسید .
خب ارزو داشت که بین مردم نباشه و این خوب نبود که بره ؟
اون کسی رو نداشت دلتنگش بشه پس رفتن بهترین کار بود .
و چه چیزی از این بهتر که کنار یه مرد جذاب باشی ؟!
+ زیاد زمان نداریم ، یک دقیقه دیگه میرسن .
+ قبول میکنی جئون ؟
و دستش رو سمت پسر دراز کرد .
- اره . . ولی تو کی هستي ؟
دست مرد رو گرفت ، دست‌هاش خیلی سرد بودن انگار که دست یک جسد رو گرفته بود .
+ ویرانگر کیم تهیونگ !


# ·₊ 🦢 فوشیا ‍اي من !!
میدانم همه یك آرزوي متفاوت دارند .
من هم همانطور ، اما ارزوي من داشتن تو است .
این زیاد است ؟ خود خواهي است فرشته‌ را بخواهي ؟
چشم‌هایت با اکلیل ‌ها وقتي که ترکیب میشوند .
آه من را دیوانه میکند ، خیلي رویایي میشود مردِ من .
تو انقدري خاص هستي که با خودم میگویم شاید واقعاً من در حد تو نیستم .
و این دلیلي است که بهم نرسیده ‍ایم .
اما میداني ؟ عاشق که بشوي دیگر به انکه در حد همدیگر هستید .
هم را کامل میکنید ، براي هم کافي هستید ، به هیچ‌کدام از اینا فکر نمیکنيد .
خب شاید هم من فکر نمیکنم چون انقدري دل‌بسته ‌‍ات شدم که بدانِ دیدن عکست خوابم نمي‌برد .
زمان درست میکند ′ ؛ نگران نباش وقتي عاشق بشي قطعاً بهم دیگه میرسید ′ .
این حرف‌هاي هست که از دیگران شنیده ‌‍ام .
اما باورشان ندارم ، من به هیچ چیز جز ملودی ‍ه صدایت باور ندارم .
من به هیچ‌چیز باور نخواهم داشت ، به غیر از عشق‌مان ؟
من در همه جا میگوییم تو را میخواهم و عاشقانه دوستت دارم .
بدان اینکه از گفتن این حرف خجالت بکشم ، چون عاشقِ مرد من بودن خجالت کشیدن ندارد .
امیدوارم هستم عشق مرا قبول کنید و بخواهید در ادامه زندگي‌تان همراهي‌تان کنم !


‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ◞ ྀི◟ ͜ ◞ ྀི◟ ͜ ◞ ྀི◟ ◞ ྀི◟ ͜ ◞ ྀི◟ ͜ ◞ ྀི◟




ㅤ﹙𝐷𝖾𝖺𝗋 !﹚ 𝗡𝗲𝘄 𝘀𝘁𝗶𝗰𝗸𝗲𝗿 ִֶָ 𖥻


جـادو یـہ چـیز شگـفــت انگیز ‍ه،
یـہ روز هم جادويـے خودت رو پیــدا میـڪنيـے؛مطمـعنا ڪـہ پیــدا میـڪنيـے.


⠀⠀⠀⠀⠀ㅤ⠀⠀⠀♡ چند نکته براي زیبایي هاتون⠀⠀ㅤ⠀⠀ㅤ⠀⠀ㅤ⠀⠀ㅤ⠀⠀ㅤ⠀⠀ㅤ

17 last posts shown.

461

subscribers
Channel statistics