𝐀𝐥𝐟𝐢𝐨: 𝐂𝐡𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧𝐠𝐞'


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


https://t.me/Alfio_c

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


🕷~For 𝓣𝓱𝓮 𝓽𝓱𝓲𝓷𝓰𝓼 𝓲 𝔀𝓪𝓷𝓽𝓮𝓭 𝓽𝓸 𝓽𝓮𝓵𝓵
[بعد از این همه بیرون رفتن هنوز اسم خیابون ها رو حفظ نکرده بود. به محض خادج شدن از خونه از هر چیزی که میدید عکس میگرفت تا مسیر برگشتش رو پیدا کنه.
اون روز داشت از خیابون رد میشد. دیگه عادت کرده بود، به مردم که نگاهش میکردن و میدونست تو دلشون مسخرش میکنن. ولی اون که گناهی نداشت، فقط داشت از یک خیابون جدید رد میشد.
عکس دیگه ای گرفت و با دیدن چیزی توی عکس ها زوم کرد تا با دقت بیشتری نگاه کنه، دختری که توی عکس بود توی عکس های روز های قبل هم بود.
و اون داشت از یک خیابون جدید رد میشد. حالا نمیتونست کنجکاو نباشه، نه؟
سرش رو بالا آورد تا دختر رو پیدا کنه و بره به سمتش ولی دقیقا همونجا، فقط یک سگ خیابونی دید، چیزی که توی این شهر زیاد بود.
در حالی که ترس برش داشته بود وارد یکی از مغازه ها شد و یک بطری نوشیدنی برداشت تا حساب کنه.
اما کسی که پشت کانتر نشسته بود همون بود، کسی که همونی الان توی عکسش دیده بود.
-نگران نباش من فقط میخوام کمکت کنم.
نوشابه رو حساب کرد و با لرز از مغازه خارج شد. میدونست دوباره اون رو میبینه. توی عکس هاش و حتی جلوی چشمش.
باید تا دفعه بعدی منتظر میموند.]


اگه عکسای بچگیت رو نمیزاشتی عمرا اگر تصمیم میگرفتم چیزی ازشون بگم ولی پارممممم.
به خدا که دلت برای اون لحظات رویایی تنگ شده.


🕷~For hiro ^^
[کل روز رو خواب بود و حالا شب بود‌ وقتش بود که بیدار بشه و فیلم هاش رو ببینه.
کلا عادت داشت کاری رو بکنه که بقیه نمیکردند، نه اینکه زندگیش رو براساس کار های مردم چیده باشه... فقط متفاوت بود. از این متفاوت بودن لذت میبرد.
الان وقت فیلم هاش رسیده بود، درست ساعت سه شب و طبق برنامه ریزی قبلیش. هیچکس فکرش هم نمیکرد که کسی که شب ها بیدار میمونه هم برنامه ریزی بکنه.
یکی از سریال های مدرسه ای، با امتیاز پایین که برخلاف تصور همه خیلی هم جالب بود رو از کمدش بیرون آورد و با پخش کردنش ذوق زده به تاج تختش تکیه داد.
در حالی که روباه کوچولوش که بهترین دوستش بود رو بغل کرده بود، فیلم که تازه شروع شده بود رو استپ کرد و توی فکر فرو رفت.
به یاد روزی که زندگیش رو تغییر داد و حالا این بود.
شاید زندگیش برای بقیه جالب باشه ولی مدتی بود دلش برای گذشته تنگ میشد، برای بچگیش...]


🕷~For -𝚁𝚎𝚍𝚏𝚕𝚢
["مردم منو نمیفهمن یا من مردمو نمیفهمم؟"
این رو تایپ کرد و اون دکمه کیبورد که نمیدونست چندین و چند بار ازش استفاده کرده بود رو فشار داد، لحظه بعدی این سوال پست شده بود.
میدونست این مردم جوابش رو نمیدن، شاید یه سری حرف های تکراری و مسخره میزدن که توی کتاب های خسته کنندشون خونده بودن.
جواب این بود: "توی قرن بیست و یکم هیچکس کسی رو نمیفهمه" بین فکر کردن به جواب، آهنگی پخش کرد و خودش رو روی تختش انداخت.
مردم چجوری قرار بود هم رو بفهمن وقتی خودشون کسی که این رو پست کرده بود رو در حد جمله هایی که پست میکرد میشناختن؟ اونا هیچوقت متوجه نمیشدن کسی که این سوال رو پست کرده میخواد تا خود ظهر آهنگ گوش کنه و روی تختش بالا پایین بپره.
مردم هیچوقت هم دیگه رو نمیفهمیدن. اونا فقط هم دیگه رو قضاوت میکردن، کاری که خودشون هم ازش متنفر بودن.
با زنگ خونه آهنگ رو قطع کرد و رفت تا سفارش پیتزایی هیچوقت دلش رو نمیزد رو بگیره.]


🕷~For 𝐬𝐡𝐢𝐧𝐨 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐮𝐢𝐥𝐝𝐢𝐧𝐠
[دوباره همون افکار تکراری.. زندگی براش چیزی نداشت بجز اینکه با خودش فکر کنه چرا هنوزم اینجاست.
حتی دیگه کسی رو نداشت تا براش صحبت کنه. شاید اوایل سخت بود، باعث میشد از تنهایی بیشتر فکر کنه، بیشتر از زندگی ای که براش چیزی نداشت زده بشه.. ولی حالا باز هم براش خوشحال کننده بود. دیگه در جوابش اون حرف های زننده که امید باقی موندش رو ازش میگرفت نمیشنید، دیگه آدم هایی که ازشون متنفر بود رو نمیدید.
حالا اون بازم اینجا بود. داخل تراس خونه، توی اون هوای سرد زمستونی نشسته بود. نقاشی میکشید و با سیگارش بدنش رو گرم نگه میداشت.
گاهی از دور به گربه ای که توی خیابون لم داده بود لبخند میزد ولی اون گربه هیچوقت اون لبخند رو نمیدید.
اون گربه هیچوقت متوجه نمیشد یک نفر نقاشیش رو میکشه تا افکار تکراری رو از ذهنش دور کنه.]


Репост из: Toхιcιтy oғ α perѕoɴ!
این پیام رو فور کنید توی چنل پابلیکتون منم با توجه به وایبی که ازتون می‌گیرم، یه سناریو مینویسم.
اگر چنلتون پابلیک نیست ناشناس لینک بدید.
چون این چنل شلوغ میشه اینجا براتون میزارم.
https://t.me/AlfioCh
تا فردا ساعت دو ظهر فوروارد کنید.
🕯ایگنور نشم🕯


سناریو بنویسیم براتون؟ ممکنه همشون چند روز زمان ببره چون عین آواتار درست کردن نیست که برم تو یه سایت درست کنم اسم و اینا بزارم تموم شه. حالا خودتون تصمیم بگیرید.
Опрос
  •   آره دود‌.
  •   بازم گمشو.
10 голосов


بازم ازین چلنجا بزارم؟
Опрос
  •   بزار.
  •   گمشو.
19 голосов


تموم شد امیدوارم جا نمونده باشید.


🕷~For Ferret
Name: Rafael
Age: 18
Gender: Male
Sexual: Demisexual
Height: 168
Country: Spain


🕷~For جاست روزمرگی
Name: Margarita
Age: 19
Gender: Non-binary
Sexual: Polysexual
Height: 164
Country: Mexico


🕷~For Ѳкєαи︎☾
Name: Sofia
Age: 16
Gender: Female
Sexual: Straight
Height: 164
Country: Canada


🕷~For Victor (No Channel)
Name: Louise
Age: 20
Gender: A-Gender
Sexual: Asexual
Height: 187
Country: Japan


🕷~For ᵉʳᵒʳ ⁴⁰⁴
Name: Mathilde
Age: 19
Gender: Female
Sexual: Asexual
Height: 175
Country: Denmark


🕷~For •𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐢𝐚•
Name: Tiffany
Age: 15
Gender: Female
Sexual: Demisexual
Height: 162
Country: European immigrant


🕷~For Oblomovisme, (Private channel)
Name: Austin
Age: 18
Gender: Male
Sexual: Gay
Height: 185
Country: Ukraine


🕷~For ˻B̷l̷U̷e̷ ̷B̷l̷O̷o̷D̷˼
Name: Sohyun
Age: 18
Gender: A-Gender
Sexual: Pansexual
Height: 167
Country: South Korea


فردا تمومش میکنم.🕯


🕷~For _𝐌𝐫𝐌𝐫_
Name: Natasha
Age: 15
Gender: Female
Sexual: Lesbain
Height: 172
Country: Russia


🕷~For Kyle (No Channel)
Name: Timothy
Age: 17
Gender: Male
Sexual: Straight
Height: 190
Country: United States Of America

Показано 20 последних публикаций.

11

подписчиков
Статистика канала