_امـروزدوبـارهبهکـافهیمارلـینرفتـم.
تماممدتیکهپیششبودمداشتدربارهی
بومیکهبهشدادیصحبتمیکرد.
بهمگفتبعدازاینکهرفتکشیدنو
کنارگذاشتی..
اماوقتیازتخواستهبودکهدربارهی
عشقبکشیقبولکردی.
بعدازچندروزبومسیاهیبراشفرستادیو
رویکاغذنوشتی:
"مارلینعزیزم،عشقبرایمنسیاهبودپس
چیزیجزیهبومسیاهنمیتونستمبهتتحویلبدم."
تماممدتیکهپیششبودمداشتدربارهی
بومیکهبهشدادیصحبتمیکرد.
بهمگفتبعدازاینکهرفتکشیدنو
کنارگذاشتی..
اماوقتیازتخواستهبودکهدربارهی
عشقبکشیقبولکردی.
بعدازچندروزبومسیاهیبراشفرستادیو
رویکاغذنوشتی:
"مارلینعزیزم،عشقبرایمنسیاهبودپس
چیزیجزیهبومسیاهنمیتونستمبهتتحویلبدم."