برای موضوع اول میخوام درباره تغییر رفتار حکومت برای سرکوب در چند روز گذشته بنویسم.
ببینید دوستان این رژیم تمام اساس سیاستهای خارجی و داخلی خودش رو روی یک جمله چیده:
«بهترین دفاع حمله است».
یادمه دوران دبستان و راهنمایی هروقت بین دو تا از بچهها درگیری پیش میاومد، یکی اون وسط داد میزد: «برنده اونیه که مشت اول رو بزنه».
نمیخوام درباره درست یا غلط بودن این جمله حرف بزنم چون نمیشه و بحث از اونچه که باید طولانیتر میشه. فقط خواستم یک مثالی بزنم که ملموستر باشه تا بریم رفتارهای رژیم رو تعریف کنیم.
سیاست داخلی:
سال ۶۷ اعدامهای دستهجمعی به دستور مستقیم شخص خمینی و رئیسی که از اعضای هیئت اعدام بودن، شروع شد. دولت میگفت این افراد کساییان که مسلح بودن و آدم کشتهان. نمیگم همهشون بیگناه بودن چون اعدامها انقدر فلهای بود که اصلا معلوم نیست کی به کی بود. طبق گفتهها از ۱۸۰۰ تا ۴۵۰۰ نفر! ولی خب یک سری از افراد گفتن که فرزندان ما در دوره ۲۰ سالگی بودن و مشغول گذراندن حبسشون. اتهامشون هم داشتن بروشور و پوستر بود نه حمل اسلحه و آدمکشی!
جریان از این قراره که دولت نمیخواست هیچ مخالفی داشته باشه، برای همین توده و مجاهدین رو قلع و قمع کرد.
در کوردستان حین و بعد از جنگ کشتار زیادی به راه افتاد که به جنگ داخلی کوردستان هم ازش یاد میشه. فضای شهر اونقدر بد و دهشتناک بود که کلمه کم میاد. همون سالها فردی به اسم صادق خلخالی باز هم با حکم مستقیم شخص خمینی به کردستان اومد و دست به کشتار وحشیانهای زد که نه تعداد درستی در دسته و نه اسم افراد مشخصه. یکی از افراد حاضر در اعدام گفته که خلخالی به افرادی که هیچ اتهامی نداشتند، حکم اعدام رو داده. توجیه کارش هم این بود که بکشید اگه بیگناه باشن میرن بهشت، اگر هم نه که خوب کردیم و جاشون تو جهنمه.
این شروع ماجراست و از اول انقلاب دولت در شهرهای مرزی و حساسی که از خیزش مردمش میترسید مثل: زاهدان، کردستان، خوزستان، لرستان و... رو همیشه محروم نگه داشت و هرکسی هم اعتراض میکرد، سریعا زندان و اعدام در انتظارش بود.
همه این سختیها و مشکلاتی که خود دولت درست کرده بود برای مردم، یه کار دیگه هم کرد که شاید در نگاه اول بیربط باشه اما نیست.
دولت همیشه تلاش کرده که نذاره اقوام ایران با هم متحد بشن و اتفاقا اونها رو با هم دشمن کرده، اختلاف راه انداخته تا راحتتر بتونه هر قومی رو که کشتار کرد، یه قوم دیگه بگه به من چه؟! برای همین این انقلابمون مفید بوده، چون مارو متحد کرده، چون از تبریز و سنندج شعار میدن بژی آذربایجان، یاشاسین کوردستان.
سیاست خارجی:
دولت میاد میگه که ما تو سوریه و عراق میجنگیم که دشمن نزدیکتر نشه. این جمله تائیدکننده حرف من هست. ولی واقعیت یه چیز دیگه است که میخوام درباره اون بگم.
این حکومت از نظر راکت و موشک میتونه جزو پنج تا کشور اول باشه اما از نظر پدافند چی!؟ نه نیست. فکر میکنید گروهکهایی که رژیم از هر نظر حمایتشون میکنه برای چیه!؟
برای این موضوع شاید بعدا مفصلتر توضیح دادم، ولی الان به تفکر شهیدپروری بسنده میکنم.
برای کشوری مثل آمریکا علیالخصوص بعد از جنگ ویتنام، مردم دولت رو برای هر یک نفری که کشته میشد بازخواست میکردن و سر همین آمریکا با جون سربازانش قمار نمیکنه ولی کشوری مثل ایران! چرا که نه؟ با شستوشوی فکری افراد و بدون کوچکترین نگرانی نیروهاش رو به کشتن میده.
دقیقا سر همین هم هست که گروهکها رو داره که هر از گاهی حمله میکنه تا کشور مخاطب رو بترسونه.
بذارید یه مثال بزنم، شما یه پهلوانید ک خیلی قوی و پرزور هست. یه فردی هست که ضعیفتر از شماست و چهار پنج تا بچه هم دورش هستن که حریف همهشون میشید، ولی آیا حمله میکنید!؟ برنده میشید ولی به چه قیمتی!؟ وقتی تمام صورتتون جای زخم میمونه، وقتی تمام بدنتون رو تیکهپاره میکنن. ایران هم اون آدم ضعیفتره هست. اگه آمریکا اسرائیل یا هر قدرت دیگهای تهدیدش کنه نمیتونه دفاع کنه، ولی میتونه خوب حمله کنه.
اینا رو که خودتون میدونستید، ولی من از این حرفا میخوام به کجا برسم!؟
سوال خوبیه. فیلمهای اکباتان یا دانشگاهها رو دیدین!؟ اگه دیدین شاید متوجه شده باشید که این شیوه سرکوب نسبت به چند روز گذشته متفاوتتر و خشنتر بوده. کاملا درسته الان دولت داره از روش دفاعی به تهاجمی تغییر شیوه میده که این چنتا پیشامد داره:
۱. نیازه که نیروها حضور مداومتری داشته باشن، پس خستهتر میشن، و برای ترسوندن قراره تیر شلیک کنن پس با کمبود مهمات طرف میشن.
۲. روش حمله همیشه جوابگو نیست. اتفاقا به ضرر دولت تموم میشه، چون یک روز نبودنشون برابر هست با حضور مردم بیشتری نسبت به قبل از حمله.
۳. اگه هم هر روز باشن یک روزی ترس مردم میریزه و اونوقت خشم هست که بیدار میشه.
۴. ممکنه انسانهای بیگناه بیشتری رو از دست بدیم.
ببینید دوستان این رژیم تمام اساس سیاستهای خارجی و داخلی خودش رو روی یک جمله چیده:
«بهترین دفاع حمله است».
یادمه دوران دبستان و راهنمایی هروقت بین دو تا از بچهها درگیری پیش میاومد، یکی اون وسط داد میزد: «برنده اونیه که مشت اول رو بزنه».
نمیخوام درباره درست یا غلط بودن این جمله حرف بزنم چون نمیشه و بحث از اونچه که باید طولانیتر میشه. فقط خواستم یک مثالی بزنم که ملموستر باشه تا بریم رفتارهای رژیم رو تعریف کنیم.
سیاست داخلی:
سال ۶۷ اعدامهای دستهجمعی به دستور مستقیم شخص خمینی و رئیسی که از اعضای هیئت اعدام بودن، شروع شد. دولت میگفت این افراد کساییان که مسلح بودن و آدم کشتهان. نمیگم همهشون بیگناه بودن چون اعدامها انقدر فلهای بود که اصلا معلوم نیست کی به کی بود. طبق گفتهها از ۱۸۰۰ تا ۴۵۰۰ نفر! ولی خب یک سری از افراد گفتن که فرزندان ما در دوره ۲۰ سالگی بودن و مشغول گذراندن حبسشون. اتهامشون هم داشتن بروشور و پوستر بود نه حمل اسلحه و آدمکشی!
جریان از این قراره که دولت نمیخواست هیچ مخالفی داشته باشه، برای همین توده و مجاهدین رو قلع و قمع کرد.
در کوردستان حین و بعد از جنگ کشتار زیادی به راه افتاد که به جنگ داخلی کوردستان هم ازش یاد میشه. فضای شهر اونقدر بد و دهشتناک بود که کلمه کم میاد. همون سالها فردی به اسم صادق خلخالی باز هم با حکم مستقیم شخص خمینی به کردستان اومد و دست به کشتار وحشیانهای زد که نه تعداد درستی در دسته و نه اسم افراد مشخصه. یکی از افراد حاضر در اعدام گفته که خلخالی به افرادی که هیچ اتهامی نداشتند، حکم اعدام رو داده. توجیه کارش هم این بود که بکشید اگه بیگناه باشن میرن بهشت، اگر هم نه که خوب کردیم و جاشون تو جهنمه.
این شروع ماجراست و از اول انقلاب دولت در شهرهای مرزی و حساسی که از خیزش مردمش میترسید مثل: زاهدان، کردستان، خوزستان، لرستان و... رو همیشه محروم نگه داشت و هرکسی هم اعتراض میکرد، سریعا زندان و اعدام در انتظارش بود.
همه این سختیها و مشکلاتی که خود دولت درست کرده بود برای مردم، یه کار دیگه هم کرد که شاید در نگاه اول بیربط باشه اما نیست.
دولت همیشه تلاش کرده که نذاره اقوام ایران با هم متحد بشن و اتفاقا اونها رو با هم دشمن کرده، اختلاف راه انداخته تا راحتتر بتونه هر قومی رو که کشتار کرد، یه قوم دیگه بگه به من چه؟! برای همین این انقلابمون مفید بوده، چون مارو متحد کرده، چون از تبریز و سنندج شعار میدن بژی آذربایجان، یاشاسین کوردستان.
سیاست خارجی:
دولت میاد میگه که ما تو سوریه و عراق میجنگیم که دشمن نزدیکتر نشه. این جمله تائیدکننده حرف من هست. ولی واقعیت یه چیز دیگه است که میخوام درباره اون بگم.
این حکومت از نظر راکت و موشک میتونه جزو پنج تا کشور اول باشه اما از نظر پدافند چی!؟ نه نیست. فکر میکنید گروهکهایی که رژیم از هر نظر حمایتشون میکنه برای چیه!؟
برای این موضوع شاید بعدا مفصلتر توضیح دادم، ولی الان به تفکر شهیدپروری بسنده میکنم.
برای کشوری مثل آمریکا علیالخصوص بعد از جنگ ویتنام، مردم دولت رو برای هر یک نفری که کشته میشد بازخواست میکردن و سر همین آمریکا با جون سربازانش قمار نمیکنه ولی کشوری مثل ایران! چرا که نه؟ با شستوشوی فکری افراد و بدون کوچکترین نگرانی نیروهاش رو به کشتن میده.
دقیقا سر همین هم هست که گروهکها رو داره که هر از گاهی حمله میکنه تا کشور مخاطب رو بترسونه.
بذارید یه مثال بزنم، شما یه پهلوانید ک خیلی قوی و پرزور هست. یه فردی هست که ضعیفتر از شماست و چهار پنج تا بچه هم دورش هستن که حریف همهشون میشید، ولی آیا حمله میکنید!؟ برنده میشید ولی به چه قیمتی!؟ وقتی تمام صورتتون جای زخم میمونه، وقتی تمام بدنتون رو تیکهپاره میکنن. ایران هم اون آدم ضعیفتره هست. اگه آمریکا اسرائیل یا هر قدرت دیگهای تهدیدش کنه نمیتونه دفاع کنه، ولی میتونه خوب حمله کنه.
اینا رو که خودتون میدونستید، ولی من از این حرفا میخوام به کجا برسم!؟
سوال خوبیه. فیلمهای اکباتان یا دانشگاهها رو دیدین!؟ اگه دیدین شاید متوجه شده باشید که این شیوه سرکوب نسبت به چند روز گذشته متفاوتتر و خشنتر بوده. کاملا درسته الان دولت داره از روش دفاعی به تهاجمی تغییر شیوه میده که این چنتا پیشامد داره:
۱. نیازه که نیروها حضور مداومتری داشته باشن، پس خستهتر میشن، و برای ترسوندن قراره تیر شلیک کنن پس با کمبود مهمات طرف میشن.
۲. روش حمله همیشه جوابگو نیست. اتفاقا به ضرر دولت تموم میشه، چون یک روز نبودنشون برابر هست با حضور مردم بیشتری نسبت به قبل از حمله.
۳. اگه هم هر روز باشن یک روزی ترس مردم میریزه و اونوقت خشم هست که بیدار میشه.
۴. ممکنه انسانهای بیگناه بیشتری رو از دست بدیم.