جاش(زبان کوردی):
سرسپرده، سرسپرده دشمن، شنود، شنود دشمن، گماشته دشمن، مزدور، مزدور دشمن، خبرچین، خبربر، جاسوس، کسی که به دشمن یاری میرساند. خودی که در جرگه دشمن است. خودی که در جرگه دشمن بر علیه انقلاب میجنگد. نیروی واپسگرا که روبروی آزادیخواهان میایستد. واپسگرا.
در اصل یعنی قاطر، و خب قاطر حیوونیه که با مادر خودش هم رابطه داره. برای همین به کسی که دوستانش رو به دولت بفروشه، میگن فلانی جاش هست. یک جورایی توی کوردها بزرگترین توهین هست.
سرسپرده، سرسپرده دشمن، شنود، شنود دشمن، گماشته دشمن، مزدور، مزدور دشمن، خبرچین، خبربر، جاسوس، کسی که به دشمن یاری میرساند. خودی که در جرگه دشمن است. خودی که در جرگه دشمن بر علیه انقلاب میجنگد. نیروی واپسگرا که روبروی آزادیخواهان میایستد. واپسگرا.
در اصل یعنی قاطر، و خب قاطر حیوونیه که با مادر خودش هم رابطه داره. برای همین به کسی که دوستانش رو به دولت بفروشه، میگن فلانی جاش هست. یک جورایی توی کوردها بزرگترین توهین هست.