قدم بعدی: تحریم مستقیم حکومت
ببینید دوستان ما تو کشوری در حال زندگی هستیم که تمام زندگیمون چه مستقیم و چه غیر مستقیم وصل میشه به خود حکومت؛ چه پفکی که خریده میشه، چه آبی که مینوشیم و حتی روابطمون با دیگران.
تحریم یک شرکت یا حتی همهی شرکتها مثل میهن، اسنپ و... خیلی کار مفیدیه و لزومش رو قبلاً اینجا گفتهام، اما خب ممکنه یکسری مشکل هم ایجاد بشه که نمیشه ازشون چشمپوشی کرد:
• مثلاً با تحریم شدن این شرکتها ما باعث تعدیل نیرو میشیم. با اینکار ما ممکنه یک خانواده رو دچار مشکلی کنیم که حتی حاضر بشه برای حفظ زیست خودش، به ج.ا آری بگه.
• یا جدای از این، ما حتی اگه از لبنیاتیهای محلی هم خرید کنیم یا حتی اگه بریم از دام شیر بدوشیم، باز هم این وسط سپاه و حکومت سود میکنه!
حالا از خودتون میپرسید راهکار چیه؟! چیکار باید بکنیم که بتونیم یک ضربهی حسابی به دیکتاتور بزنیم؟!
اینکه دولت اومده و تو تمام زندگی ما رسوخ کرده، درسته که راه نفس ما رو تنگ کرده، ولی مثل اون دشمنی میمونه که انقدر اومده نزدیک که میتونی صورتش رو ببینی. پس توی وضعیت کنونی، هر اکت و فعل ما میتونه وجه سیاسی بگیره و بهنوعی مبارزه تلقی بشه. این یعنی میتونیم از حربهشون بهعنوان سلاحی در برابر خودشون استفاده کنیم.
چندتا راهکار که خودمون بررسیشون کردیم رو بهتون میدیم، تا بتونید با تحریم دیکتاتور، این نظام رو از نظر اقتصادی کاملاً تضعیف کنید:
۱. دستگاه پوز:
طبق برآورد خود دولت در که ایسنا منتشر شد، مجموع مبلغ تراکنشهای دستگاههای کارتخوان فروشگاهها که در مرداد ماه امسال انجام شده، چیزی حدود ۵۷۴ هزار میلیارد است.
بذارید به عدد بنویسم:
574,000,000,000,000 T
یعنی بهطور میانگین، روزانه حدودِ
19,130,000,000,000 T
این عدد رو گوشهی ذهنتون داشته باشید که بریم سر بقیهی مطلب. شما با خرید کردن از یه فروشگاه پول رو تحویل بانک میدید، تا فردا پول دست بانک میمونه و بعد تحویل صاحب مغازهها میده. این یعنی دولت هر روز اون حجم از پول رو از دست میده و دوباره به دست میاره. این یعنی کلی از پول مردم، که اتفاقا اصلاً هم کم نیست. و تو جیب دیکتاتوره و میتونه با اون سرمایهگذاریهای کلان بکنه. این مسئله جدای از موضوع مالیات هست.
* راهکار؟!
برای مردم: تحریم چند روزه و حتی اینهمه تا جایی که لازم نباشه، اصلاً خرید نکنید و حتیالمقدور خریدها رو با پول نقد انجام بدید
برای مغازه دارها: نتیجهی دو روز استفاده نکردن از دستگاه پوز، چنان ضربهی سنگینی به دولت وارد میکنه که حتی نمیشه تصورش کرد. حالا فرض کنید این به یک هفته برسه! مثل این میمونه که لوله اکسیژن یک مریض رو خم کنی و اکسیژن بهش نرسه. دو سه روز اول اون رو به مریض بدل میکنه، و یک هفته امتدادش مثل قطع کردن اون شلنگ اکسیژنه.
۲.قبضها:
میتونید قبضهاتون رو پرداخت نکنید، و یا وقتی قطعش کردن پرداخت کنید. پروسهی قطع و وصل کردن اشتراک چون هم پروسهی وقتگیری هست و هم نیروی کار زیادی لازمه؛ پس از یک جایی نشدنی میشه، چون نیروی کار بیشتر یعنی پول بیشتری باید خرج بشه و اونها هم تعداد زیادی نیرو رو نمیتونن سریع استخدام کنن. در ضمن نمیتونن به هیچ جرمی هم متهمتون کنن، چون میتونید بگید یادم رفت یا پول نداشتم. این حرکت جدا از ضربه مالی، یک جنبهی جنگ روانی دارد.
۳. اسکناسها:
تا اونجایی که میتونید پول رو نقد کنید که بانک مجبور به تولید پول نقد بشه. اگه کارهای بالا که گفته شد انجام بشه، در کنار این موضوع بانک مرکزی رو بهشدت توی تنگا قرار میده.
۴.وامها:
بانکها که یکی از پایههای این حکومت هستن، حتماً باید ریشهکن بشن. و خب راهی بهتر از ندادن قسط وام نیست که باعث این اتفاق بشه.
بعضی وامها هستن که اگه پرداخت نشه از حساب ضامنتون برداشت میشه؛ شما میتونید پول رو به حساب ضامنتون بریزید و بذارید خود دولت برداره. اگه هم اینطوری نیست، کلاً پرداخت نکنید. امکان پیگیری قسطهای معوقه اگر تعداد افراد زیاد باشه غیرممکن میشه، اگر هم بخوان پیگیری کنن، سازوکار بانک دچار مشکل میشه. و توی این وضعیتی که زندانها، با افرادی که اغتشاشگر خونده شدن پر شده، دیگه جایی برای زندانی کردن افراد اون هم بخاطر مسائل مالی نیست.
پ.ن:
- قسط و بدهیهای شخصی رو پرداخت کنید و مسائل شخصی رو دخیل نکنید.
- همهی موارد بالا باید هماهنگ و با هم انجام بشه. هر کدومش میتونه ضربهی سختی بزنه، ولی ما چون میخوایم حکومت رو از نظر اقتصادی کاملاً زمینگیر کنیم، پس لازمهش حملهی چند جانبهست.
ببینید دوستان ما تو کشوری در حال زندگی هستیم که تمام زندگیمون چه مستقیم و چه غیر مستقیم وصل میشه به خود حکومت؛ چه پفکی که خریده میشه، چه آبی که مینوشیم و حتی روابطمون با دیگران.
تحریم یک شرکت یا حتی همهی شرکتها مثل میهن، اسنپ و... خیلی کار مفیدیه و لزومش رو قبلاً اینجا گفتهام، اما خب ممکنه یکسری مشکل هم ایجاد بشه که نمیشه ازشون چشمپوشی کرد:
• مثلاً با تحریم شدن این شرکتها ما باعث تعدیل نیرو میشیم. با اینکار ما ممکنه یک خانواده رو دچار مشکلی کنیم که حتی حاضر بشه برای حفظ زیست خودش، به ج.ا آری بگه.
• یا جدای از این، ما حتی اگه از لبنیاتیهای محلی هم خرید کنیم یا حتی اگه بریم از دام شیر بدوشیم، باز هم این وسط سپاه و حکومت سود میکنه!
حالا از خودتون میپرسید راهکار چیه؟! چیکار باید بکنیم که بتونیم یک ضربهی حسابی به دیکتاتور بزنیم؟!
اینکه دولت اومده و تو تمام زندگی ما رسوخ کرده، درسته که راه نفس ما رو تنگ کرده، ولی مثل اون دشمنی میمونه که انقدر اومده نزدیک که میتونی صورتش رو ببینی. پس توی وضعیت کنونی، هر اکت و فعل ما میتونه وجه سیاسی بگیره و بهنوعی مبارزه تلقی بشه. این یعنی میتونیم از حربهشون بهعنوان سلاحی در برابر خودشون استفاده کنیم.
چندتا راهکار که خودمون بررسیشون کردیم رو بهتون میدیم، تا بتونید با تحریم دیکتاتور، این نظام رو از نظر اقتصادی کاملاً تضعیف کنید:
۱. دستگاه پوز:
طبق برآورد خود دولت در که ایسنا منتشر شد، مجموع مبلغ تراکنشهای دستگاههای کارتخوان فروشگاهها که در مرداد ماه امسال انجام شده، چیزی حدود ۵۷۴ هزار میلیارد است.
بذارید به عدد بنویسم:
574,000,000,000,000 T
یعنی بهطور میانگین، روزانه حدودِ
19,130,000,000,000 T
این عدد رو گوشهی ذهنتون داشته باشید که بریم سر بقیهی مطلب. شما با خرید کردن از یه فروشگاه پول رو تحویل بانک میدید، تا فردا پول دست بانک میمونه و بعد تحویل صاحب مغازهها میده. این یعنی دولت هر روز اون حجم از پول رو از دست میده و دوباره به دست میاره. این یعنی کلی از پول مردم، که اتفاقا اصلاً هم کم نیست. و تو جیب دیکتاتوره و میتونه با اون سرمایهگذاریهای کلان بکنه. این مسئله جدای از موضوع مالیات هست.
* راهکار؟!
برای مردم: تحریم چند روزه و حتی اینهمه تا جایی که لازم نباشه، اصلاً خرید نکنید و حتیالمقدور خریدها رو با پول نقد انجام بدید
برای مغازه دارها: نتیجهی دو روز استفاده نکردن از دستگاه پوز، چنان ضربهی سنگینی به دولت وارد میکنه که حتی نمیشه تصورش کرد. حالا فرض کنید این به یک هفته برسه! مثل این میمونه که لوله اکسیژن یک مریض رو خم کنی و اکسیژن بهش نرسه. دو سه روز اول اون رو به مریض بدل میکنه، و یک هفته امتدادش مثل قطع کردن اون شلنگ اکسیژنه.
۲.قبضها:
میتونید قبضهاتون رو پرداخت نکنید، و یا وقتی قطعش کردن پرداخت کنید. پروسهی قطع و وصل کردن اشتراک چون هم پروسهی وقتگیری هست و هم نیروی کار زیادی لازمه؛ پس از یک جایی نشدنی میشه، چون نیروی کار بیشتر یعنی پول بیشتری باید خرج بشه و اونها هم تعداد زیادی نیرو رو نمیتونن سریع استخدام کنن. در ضمن نمیتونن به هیچ جرمی هم متهمتون کنن، چون میتونید بگید یادم رفت یا پول نداشتم. این حرکت جدا از ضربه مالی، یک جنبهی جنگ روانی دارد.
۳. اسکناسها:
تا اونجایی که میتونید پول رو نقد کنید که بانک مجبور به تولید پول نقد بشه. اگه کارهای بالا که گفته شد انجام بشه، در کنار این موضوع بانک مرکزی رو بهشدت توی تنگا قرار میده.
۴.وامها:
بانکها که یکی از پایههای این حکومت هستن، حتماً باید ریشهکن بشن. و خب راهی بهتر از ندادن قسط وام نیست که باعث این اتفاق بشه.
بعضی وامها هستن که اگه پرداخت نشه از حساب ضامنتون برداشت میشه؛ شما میتونید پول رو به حساب ضامنتون بریزید و بذارید خود دولت برداره. اگه هم اینطوری نیست، کلاً پرداخت نکنید. امکان پیگیری قسطهای معوقه اگر تعداد افراد زیاد باشه غیرممکن میشه، اگر هم بخوان پیگیری کنن، سازوکار بانک دچار مشکل میشه. و توی این وضعیتی که زندانها، با افرادی که اغتشاشگر خونده شدن پر شده، دیگه جایی برای زندانی کردن افراد اون هم بخاطر مسائل مالی نیست.
پ.ن:
- قسط و بدهیهای شخصی رو پرداخت کنید و مسائل شخصی رو دخیل نکنید.
- همهی موارد بالا باید هماهنگ و با هم انجام بشه. هر کدومش میتونه ضربهی سختی بزنه، ولی ما چون میخوایم حکومت رو از نظر اقتصادی کاملاً زمینگیر کنیم، پس لازمهش حملهی چند جانبهست.