تقدس کلمه
«در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود، همان در ابتدا نزد خدا بود.» یوحنا باب ۱
بگذارید کمی رجوع کنیم به تاریخ، به خلقت کلمه و علت پیدایش آن را توضیح دهیم.
به طور خلاصه انسانها در زمان عصر سنگی صحبت با آوا و صوت را شروع کردند و کمکم این آواها تبدیل به واج شدند و کمکم کلمه خلق شد. مشکل اصلی از جایی شروع شد که برای تعریف چیزهای غیر قابل دیدن (انتزاعی) و توصیفی، کلماتی ابداع شد. کلماتی مثل خدا، عشق و...
چون نمیشه برای کلمات اینچنینی تعریف واحد و یکسانی از دید همه انسانها در نظر گرفت، پس میتونه اَشکال و معانی متفاوتی داشته باشه و این مشکل راه سواستفاده افراد رو مهیا کنه.
بحث امروز بر سر استفاده نادرست برخی از انسانها از کلمات هست. کسانی که برای اهداف شوم و پلید خودشون معنای کلمات را تغییر میدهند و به نفع خودشون از کلمه سواستفاده میکنند.
عیانترین مثال دیکتاتورها هستند که اینگونه ارزش کلمات را پائین آورده و تقدسی برای کلمه باقی نمیگذارند. همانطور که هانریشبل در کتاب خود میگویید: «بزرگترین جنایت هیتلر، که تنها قشر روشنفکر متوجه آن بودند، کشتن کلمه بود.»
اینکه کلمهای در طول زمان و بنابر شرایط تغییر میکند بحث امروز ما نیست و قصد نداریم رساله ادبی کار کنیم، فقط میخواهیم چند مثال برای شما بزنیم تا بتونیم بحث بعدی رو بهتر توضیح بدیم.
ناموس: معنی کامل کلمه رو اینجا ببینید. از بین واژههای هممعنی که داده، تنها یک گزینه اشاره به زن داره. برابر پارسی این کلمه میشه شرم و پاکدامنی؛ پس اصلا اون چیزی که برای ما تعریف شده، نیست. ناموس یک رابطه بین فرد و خودش است نه رابطه بین فرد با زنان فامیلش. یعنی اگه شما تونستید درست رفتار کنید و درستکار باشید پس باناموس هستید.
غیرت: در تعریف این کلمه ناموسپرستی آمده و یک تعریف دقیقتر گفته: «غیرت، یعنی تلاش در نگهداری آنچه که حفظش ضروری است، این صفت در قالب مطلوبش از شجاعت، بزرگمنشی و قوت نفس انسان سرچشمه می گیرد.»
شهادت و شهید: این کلمه از گواهیدادن میاد و در معنی دوم که استفاده میشه یعنی کشتهشدن در راه دین (دین در اینجا اشاره به اعتقادات و ایدئولوژی فرد دارد). اگه کسی به چیزی باور داشته باشه و حاظر باشه از جونش در راه پاسداری از اون بگذره فرد بااراده، راسخ و قابل احترامی هست (این قضیه مستثنی از افرادی که شستوشوی مغزی شدهاند و یا گمراهند هست مانند داعشیها. خطاب به افرادی هست که با آگاهی کامل هدف خود رو انتخاب کردهاند).
یکسری کلمات هم وجود دارد که مردم در واکنش به حکومت از آن استفاده میکنند تا به نوعی تحقیر کنن: مانند بسیجی، پاسدار، ارزشی، حکومتی یا حتی جاش. این کلمات خود به تنهایی معنی متفاوتی داشتند و حتی کلمهای مثل بسیجی در زمان خود داری عزت و احترام بوده اما امروزه مردم به گونهای از این کلمات استفاده میکنند که به نوعی توهین تلقی میشه.
برای جنگیدن نیازه که آگاه باشید و در کنار جنگیدن با تعصبات و اشتباهات، باید با اون شخص یا چیزی که باعث این انحراف و گمراهی شده بجنگید تا با ریشهکن کردن منبع مشکلات دیگه رو هم حل کنیم.
«در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود، همان در ابتدا نزد خدا بود.» یوحنا باب ۱
بگذارید کمی رجوع کنیم به تاریخ، به خلقت کلمه و علت پیدایش آن را توضیح دهیم.
به طور خلاصه انسانها در زمان عصر سنگی صحبت با آوا و صوت را شروع کردند و کمکم این آواها تبدیل به واج شدند و کمکم کلمه خلق شد. مشکل اصلی از جایی شروع شد که برای تعریف چیزهای غیر قابل دیدن (انتزاعی) و توصیفی، کلماتی ابداع شد. کلماتی مثل خدا، عشق و...
چون نمیشه برای کلمات اینچنینی تعریف واحد و یکسانی از دید همه انسانها در نظر گرفت، پس میتونه اَشکال و معانی متفاوتی داشته باشه و این مشکل راه سواستفاده افراد رو مهیا کنه.
بحث امروز بر سر استفاده نادرست برخی از انسانها از کلمات هست. کسانی که برای اهداف شوم و پلید خودشون معنای کلمات را تغییر میدهند و به نفع خودشون از کلمه سواستفاده میکنند.
عیانترین مثال دیکتاتورها هستند که اینگونه ارزش کلمات را پائین آورده و تقدسی برای کلمه باقی نمیگذارند. همانطور که هانریشبل در کتاب خود میگویید: «بزرگترین جنایت هیتلر، که تنها قشر روشنفکر متوجه آن بودند، کشتن کلمه بود.»
اینکه کلمهای در طول زمان و بنابر شرایط تغییر میکند بحث امروز ما نیست و قصد نداریم رساله ادبی کار کنیم، فقط میخواهیم چند مثال برای شما بزنیم تا بتونیم بحث بعدی رو بهتر توضیح بدیم.
ناموس: معنی کامل کلمه رو اینجا ببینید. از بین واژههای هممعنی که داده، تنها یک گزینه اشاره به زن داره. برابر پارسی این کلمه میشه شرم و پاکدامنی؛ پس اصلا اون چیزی که برای ما تعریف شده، نیست. ناموس یک رابطه بین فرد و خودش است نه رابطه بین فرد با زنان فامیلش. یعنی اگه شما تونستید درست رفتار کنید و درستکار باشید پس باناموس هستید.
غیرت: در تعریف این کلمه ناموسپرستی آمده و یک تعریف دقیقتر گفته: «غیرت، یعنی تلاش در نگهداری آنچه که حفظش ضروری است، این صفت در قالب مطلوبش از شجاعت، بزرگمنشی و قوت نفس انسان سرچشمه می گیرد.»
شهادت و شهید: این کلمه از گواهیدادن میاد و در معنی دوم که استفاده میشه یعنی کشتهشدن در راه دین (دین در اینجا اشاره به اعتقادات و ایدئولوژی فرد دارد). اگه کسی به چیزی باور داشته باشه و حاظر باشه از جونش در راه پاسداری از اون بگذره فرد بااراده، راسخ و قابل احترامی هست (این قضیه مستثنی از افرادی که شستوشوی مغزی شدهاند و یا گمراهند هست مانند داعشیها. خطاب به افرادی هست که با آگاهی کامل هدف خود رو انتخاب کردهاند).
یکسری کلمات هم وجود دارد که مردم در واکنش به حکومت از آن استفاده میکنند تا به نوعی تحقیر کنن: مانند بسیجی، پاسدار، ارزشی، حکومتی یا حتی جاش. این کلمات خود به تنهایی معنی متفاوتی داشتند و حتی کلمهای مثل بسیجی در زمان خود داری عزت و احترام بوده اما امروزه مردم به گونهای از این کلمات استفاده میکنند که به نوعی توهین تلقی میشه.
برای جنگیدن نیازه که آگاه باشید و در کنار جنگیدن با تعصبات و اشتباهات، باید با اون شخص یا چیزی که باعث این انحراف و گمراهی شده بجنگید تا با ریشهکن کردن منبع مشکلات دیگه رو هم حل کنیم.