𝖡𝗅𝗎𝖾𝗆𝗂𝗇𝖽.


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


زندگی سراسر درد است.
دردِ دلتنگی هایِ بی جایِ به جامانده؛
A: t.me/HidenChat_Bot?start=1785329516
H: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-994236-ypTg96C

Связанные каналы  |  Похожие каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


می‌خواهم چشم هایم را ببندم و در تاریکیِ محضِ پلک هایم خوب نگاهت کنم !
اما کاش میدانستم باید به کدام راه دچار شد.. به عشق، به چشمانت، به اشک یا به آغوشت؟
من بی آنکه بدانم و متوجه‌شوم تو غارتگرِ رویای درونم میشوی.. من به چشم هایت مبتلا شدم و بی آنکه بخواهم در ته‌مانده‌ی وجودت گرفتارِ آرامشِ نگاهت شدم.


پارکش>>>


Репост из: Ataraxie
Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
مائده که همش درحال چصناله بود
زهرایی که اصن گودرتتتتتت
آیسان و هلیایی که حال میکردن
پندار و نیکایی که مث بچه های باتربیت اروم بودن
منی که منتظر بودم زهرا بیاد الاکلنگ:)




Репост из: Ataraxie
امشبی که وایبش دقیقا عین سریالای تینیجری بود


خسته ام !
به بلندایِ تمامِ شب هایِ دلتنگی، به سرسختیِ تنهایی و به درازیِ حضورم.
دیگر برایم مهم نیست که سردرد هایم بیشتر شده است، مهم نیست که دندان هایم را بیشتر از قبل فشار میدهم، مهم نیست که لرزش دستانم را نمیتوانم کنترل کنم، دیگر از اینکه کسی لرزشِ دستانم را ببیند ترسی ندارم.
مهم نیست چند بار دیگه قرار است صدای ترک خوردن قلبم را بشنوم و به سکوت ادامه دهم، شاید حتی مهم نیست که چرا انقدر خسته ام.
کاش یکی پیدا میشد که مرا بدون هیچ قضاوتی فقط درک میکرد. شنونده تمام حرف هایم بود و بی پناهیِ مرا در تعلق وجودش پناه میداد، چشم هایم را میخواند و بی هیچ حرفی نوازشِ آغوشش را لمسِ حضورم میکرد.
دلم میخواهد دیگر آن کسی که در آینه به من خیره میشود که چشم هایش روی تمام روزها را سیاه کرده است نبینم.
کاش میتوانستم از اصرارِ آینه فرار کنم اما چه میتوان کرد وقتی نگاهِ چشم هایم با من در فرار است.


“آدم دلش میخواست با تو گم‌‌شه تو شهر”




مهم نیست دور باشی یا نزدیک
از رو به رو بیایی
یا که روی بگردانی از من
ماه را از هر طرف که ببینی ماه است !


Репост из: آی‌تک.
نشست در گوشه‌ای از اتاقش، سرش را روی زانوهایش گذاشت و گریه کرد.


Репост из: رُگـــآ :)🌱
این روز‌ها قلب آدم‌ها جای عجیبی شده...
دلتنگی، هوایش را مسموم کرده و لبریز شده از ابر‌های غم‌زده!
شهری که فرو رفته در یک بی‌ثباتی مطلق، مردمانش محبت گدایی می‌کنند و عشق را، در بازارهایش به حراج گذاشته‌اند...
شهری که در آن، بغض قد می‌کشد و درختی می‌شود در میان جنگل دل‌گیری، که گاهی ارتفاع‌اش تا خدا هم می‌رسد!
باران خوش‌بختی، سال‌هاست که خود را از این شهر دریغ کرده و داغ لحظه‌ای خوش را بر دل‌ها گذاشته. خورشید خود را در مقابل سیاهی‌ها گم کرده!
شهر همیشه بهار قلب‌مان، مدفن آرزوهای سوخته شده!
شهر سرد و یخ‌زده‌ای که سلسله بی‌رحمی در آن حکم‌رانی می‌کند...


قابلیت زندگی کردن با پادکست های آریانفر رو دارم.




تویی که با میم مالکیت صدام میکنی >
اره دقیقا با خودتم. بدون که قلبمو داری ✨


Savage Rose >>>


ولی بنظرم قشنگترین تصویرِ دنیا، دیدن خنده کسیه که دوسش داری.


مهم نیست چقدر پشت پلکاتو رنگی کنی، هیچی به اندازه‌ی غمِ توی چشمات توجهمو جلب نمیکنه.


“غیر تو هیچیو حس نمیکنم، گرفتم دستاتو ول نمیکنم”




نیاز دارم همین الان بیام پیشت، دستاتو بگیرم و ببرمت تو یه کلبه وسطِ جنگل !
همونجایی که فقط خودمون دوتا باشیم.
جایی که هواش پر شده باشه از عطرِ نفس هایِ تو ؛
جایی که با گرمی لبات و زیبایی چشمات قشنگ ترین نقطه‌ی کل جهان شده باشه.
هرجایی که تو باشی و نفسات توش جریان داشته باشه، باعث میشه بخوام قلبمو از سینم در بیارم و بزارم تو دستایِ تو.
میدونستی تو زیباترین چشم ها، گرم ترین آغوش و خوشمزه ترین لب هارو داری؟

Показано 20 последних публикаций.

99

подписчиков
Статистика канала