یه تعدادی برام نوشتهبودن که خب حالا میشه «سازگاری» و «انعطافپذیری» رو تعریف کنید؟ آخه یعنی چی؟
این دو مؤلفه، مخصوصن «انعطافپذیری»
رو نمیشه تو یه جمله تعریف کرد؛ خیلی وسیع و جهانشمولن. اما تلاش میکنم بهطور خیلی ساده و عینی یه تعریفی ازشون ارائه بدم.
میتونیم «سازگاری» رو اینطور تعریف کنیم:
[صبوری، سختکوشی و تمرکز بر توانمندیها برای تأثیرگذاری]
یادمون باشه توی سازگاری، ما با محیط فقط قرار نیست بسازیم، بلکه کمی بعد تلاش میکنیم که «اثر» بذاریم. تمومِ ماجرای سازگاری تو همین تأثیرگذاریشه که اونو از «سازش» متمایز میکنه.
یعنی دائم فکر کنیم چهطور میتونیم رو محیط اطرافمون تأثیر بذاریم که منجر به آسودگیخاطرمون بشه.
انعطافپذیری رو هم به سادهترین شکل تعریف میکنم:
[پذیرشِ خود، دیگران و اتفاقات جهان با تمام کاستیها، نواقص و ناملایمتیهای غیرقابلپیشبینی]
اینجا هم یادمون باشه که انعطافپذیری بیشتر وقتها یه واکنشه؛ واکنشی به اتفاقات پیشاومده در جهان. انعطافپذیری یعنی “من هستم، که باشم: آسودهخاطر.”
@BaEmad