05:05


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


INTX
خشمگینم، در من هیولایی غمگین نفس می‌کشد!
Unknown :
@TalkDark
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-447854-XKEef6D

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Репост из: [𝗃𝖾𝖿𝖿 𝗌𝖺𝗍𝗎𝗋 Challenge]
@BlackAngelDark
بخاطر بحث با فن‌های تاکسیک برای فهموندن بهشون که آیدل ها هم آدمن.


INTX


Репост из: [𝘓 словесная зона]
‌  ִֺ ࣪ ִ ּ 𖥻Challenge 🌱 ִ ִֺ 
فور کنید دیلیاتون، تایپ ام‌بی‌تی‌ایتون رو بگید تا من با توجه به وایبتون براتون یه دراما بسازم که باعث شد هیت بگیرید^^^
لطفا دیلیاتون پابلیک باشه .


Nobody




Feels like I can’t move...


Are we too young for this?!


میخوام ستاره رپ باشم، میخوام بهترین باشم
میخوام یه راک استار باشم، همشو برای خودم میخوام
میخوام ثروتمند باشم، میخوام پادشاه باشم
میخوام برنده بشم
میخوام...
میخوام خودم باشم!
یه چیز بزرگ میخوام
اوه پسر بذار ببینم من یه رویای بزرگ دارم، آره
هر روز از خودم میپرسیدم تا کجا میتونم پیش برم؟
به خودم اومدم و اینجا خودمو پیدا کردم
آره سایه جلوی پاهامه، سرمو خم میکنم
سایه ام بزرگتر شده، من فرار میکنم ولی دنبالم میکنه...
هر چقدر درخشان‌تر، تاریک‌تر!
میترسم، پرواز کردن تو ارتفاع زیاد وحشتناکه...
هیچکس بهم نگفت این بالا چقدر میتونه خلوت باشه!
میتونم بپرم به هوا و به دنبالش سقوط هم بکنم
الان میدونم فرار کردن هم میتونه یه گزینه باشه، وایسا-
مردم میگن اون نور درخشان عجب شکوهی داره...
اما سایه‌ام درحال بزرگ شدنه‌... منو میبلعه!
و تبدیل به یه هیولا میشه...
اون بالایِ بالا، بالاتر و بالاتر
من فقط دارم میرم بالا و سرگیجه بهم غلبه میکنه
من بالا میرم و اوج میگیرم...
ازش متنفرم.
دعا میکنم خوب شم.
لحظه‌ای که تو اوج پرواز میکنم، همونطور که آرزو کردم
حالا میترسم...
اون لحظه که تو پایین ترین حالت ممکن با خودم مواجه میشم
سایه ام تو اون نور مطلق و فروزان بزرگ‌تر میشه
لطفا نذار بدرخشم، نذار سقوط کنم، نذار پرواز کنم
همون وقتی اتفاق میوفته که دارم تو بالاترین ارتفاع پرواز میکنم
نذار بدرخشم...
لبخند بزن؛ منتظر چی هستی؟
این چیزی نبود که بهش امیدوار بودی
از گریه کردن و اینطور چیزا میترسم
این چیزی نبود که میخواستی!
زندگی‌ای که آرزوشو داشتی و میخواستیش
زندگی‌ای که انتخاب کردی بدون پشیمونی به پایان رسید
به علاوه خونه بزرگت و ماشین بزرگت و رینگ های بزرگ
هر چی میخواستی بدست آوردی
اما حالا مشکل چیه؟
لذت ببری یا ازش متنفر بشی...
پس فرار کن یا متوقف شو!
غر نزن وقتی میخوای یه کاری انجام بدی
هیچوقت بهم نگفتی
واقعا نمیدونستی؟
من همه‌یِ هر چیزی که داشته باشی رو میگیرم
بعضی وقت ها استراحتت کم میشه
حالا میدونی که بهترین همیشه بهترینه؟

[تقابلِ دو ساید درون]

درسته من توام، تو منی، حالا میدونی؟
آره تو منی، من توام، حالا میدونی؟
ما یه نفریم، بعضی‌ وقت‌ها به هم برخورد خواهیم کرد
باید اینو بدونی که هیچوقت نمیتونی منو شکست بدی، آره
هر کاری بکنی هم نمیتونی منو متوقف کنی، آره
تو هم اگه اینو اقرار کنی راحت‌تر میشی
آره موفقیت یا شکست، هر راهی که بری
هر جایی بری نمیتونی فرار کنی
من توام، تو منی، حالا میدونی؟
تو منی، من توام، حالا میدونی؟
ما یه نفریم و قراره به هم بر بخوریم...
ما توییم، ما من هستیم، اینو میدونی؟




- 𝙏𝙝𝙚 𝙎𝙝𝙖𝙙𝙤𝙬 ; 𝘾𝙖𝙧𝙡 𝙂𝙪𝙨𝙩𝙖𝙫 𝙅𝙪𝙣𝙜

سایه تعارضی‌ست ميان آنچه هستيم و آنچه مى‌خواهيم باشيم؛ هسته مركزى كشمكش‌هاى انسان. در حقيقت، دوگانگى مركزى ­ترين كانون تجربه انسانى‌ست.
زندگى و مرگ، خير و شر، اميد و تسليم، در هر انسانى همزيستى دارند و نيروى‌شان را در تمامى جنبه‌هاى زندگى ما به‌كار مى‌گيرند. اگر شجاعت را مى‌شناسيم به اين دليل است كه با ترس روبه‌رو شده‌ايم، اگر مى‌توانيم صداقت را تشخيص دهيم به اين علت است كه با فريبكارى مواجه شده‌ايم و با اين همه، اغلب ما طبيعت دوگانه­ مان را انكار مى‌كنيم يا آن را ناديده مى‌گيريم که این طبیعت دوگانه همان سایه شخصیت ماست.

بسیاری از افراد از رو به رو شدن با سایه درون خود می ترسند. ما شرطى شده‌ايم تا از بخش سايه زندگى یا سایه درون خودمان بترسيم. وقتى در حال انديشيدن به افكار تاريک و منفى يا بروز رفتارى كه احساس مى‌كنيم غيرقابل‌قبول است، مچ خودمان را مى‌گيریم فرار مى‌كنيم، مخفى مى‌شويم و اميدوارانه دعا مى‌كنيم خطر ناپديد شده باشد.
چرا چنين مى‌كنيم؟ چون مى‌ترسيم كه هر چقدر تلاش كنيم هرگز نتوانيم از اين بخش وجودمان فرار كنيم...
با وجود اينكه انكار كردن يا سركوب كردن نيمه تاريک‌مان هنجار محسوب مى‌شود، حقيقت صريح اين است كه فرار از سايه فقط باعث تشديد قدرت آن مى‌شود!




ببخشید اگه درگیرتم
منو می‌بخشی اگه یه روز پَر بکشم؟!


🖤


غم عزیزِ من، غم قشنگ من، غم مهربون من
ببخش که مراقبت نبودم؛ ببخش که فکر میکردم داری بهم صدمه میزنی؛ ببخش که نمیدونستم چقدر دوستم داشتی؛ ببخش که میخواستم از دستت خلاص شم. من تازه فهمیدم بدون تو هیچی نیستم. بدون تو دیگه هیچ احساسی ندارم. لطفا تنهام نزار تا زنده بمونم؛ تا انسان بمونم...




خیلی حرف خاصی نیست فقط خواستم بگم تولدت مبارک روباهِ قشنگم...


میخوام اینو یادت نره هر جا بری هنوز قلبت مالِ منه!


Mood.


اگر با حذف کردن من حس میکنی زندگی بهتری میتونی داشته باشی، پس این کارو بکن اما وقتی فهمیدی مشکلت من نبودم، هیچوقت سعی نکن برگردی.


بالاخره که دلتنگم میشی، دلتنگِ اون خاطره هایِ بینمون، دلتنگِ اون حرفایی که بهم میزدیم، دلتنگِ رازایی که داشتیم، دلتنگِ طوری که اسمِ همو صدا میزدیم، دلتنگِ روزایِ تلخ و شیرینمون، تو که سنگ نیستی بخوای خیلی مقاومت کنی، یه روزی از شدت دلتنگی شکسته میشی و میفهمی دردِ من تو این همه مدت چی بوده.

Показано 20 последних публикаций.

181

подписчиков
Статистика канала